سال 1392 سال حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی

سال 93 سال

 اقتصاد و فرهنگ با

عزم ملی و مدیریت جهادی

 

ساعت و تاریخ میلادی
تقویم شمسی
آبان ۱۳۹۳
ش ی د س چ پ ج
« مهر    
 ۱۲
۳۴۵۶۷۸۹
۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵۱۶
۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱۲۲۲۳
۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸۲۹۳۰
سریالهای روزانه نود 32

یوذر نیم و پسورد nod32

تاریخ بروزرسانی

   چهارشنبه  7 آبان  1393

   2014/10/29

 

User:TRIAL-0123667282
Password :  aksefpvpn5

User:TRIAL-0123667281
Password  :  hkjcxrsn8d

User:TRIAL-0123667278
Password : c4vu3h7h27

User:TRIAL-0123667277
Password  : 93uc55kkhh

User:TRIAL-0123667275
Password  : p2n45d92kv

User:TRIAL-0123667272
Password  :   fn7tkbkjtb

User:TRIAL-0123667269
Password  : 7v3tavua3d

User:TRIAL-0123667268
Password  :m2vcp8fbka

 

 

سریالهای بیشتر

 

 

پخش زیباترین ترانه ها

Here is the Music Player. You need to installl flash player to show this cool thing!

آمار
New Page 2

check speed

سامانه ي دريافت پيام
New Page 3

سامانه دریافت پیام کوتاه

30004866000232

تماس با مدیریت
New Page 3


info@neginiran.ir

گالری تصاویر
New Page 1

قرآن آنلاین
New Page 1

قرآن آنلاین با 5 تفسیر و ترجمه

وچندین صوت

تبلیغات
انتخاب زبان
 

 

 

همکاران ما
فروشگاه میهن استور

فروشگاه میهن استور

شاکی پرونده مجری مشهور تلویزیون ( فرزاد جمشیدی ) کیست؟

شاکی پرونده مجری مشهور تلویزیون کیست؟ - neginiran.ir - نگین ایران

شاکی پرونده مجری مشهور تلویزیون کیست؟ - neginiran.ir - نگین ایران

 

وقتی به ایران آمد این موضوع را مطرح کرد.سه الی چهار روز بعد از آمدنش از حج بود که دو بلیط کیش گرفته بود و گفت که برای اجرای یک برنامه به کیش می‌روم. من به برگزارکنندگان مراسم گفته‌ام که با خواهرزاده‌ام می‌آیم و برایت یک اتاق جدا در هتل در نظر گرفته‌اند. تا اینکه ما به فرودگاه کیش رسیدیم و در آنجا بود که به من گفت خبری از اجرای من در کیش و همچنین هتل نیست.

اولین بار است که تصمیم گرفته مصاحبه کند. با هم قرار می‌گذاریم و سر ساعت مقرر به خبرگزاری می‌آید. یک مقنعه آبی روشن به سر کرده و مانتویی تیره به تن دارد. یک پاکت هم با خود به همراه دارد که پر از کپی مدارک و عکس‌هایی است که برای اثبات ماجرا آنها را به دادگاه ارائه کرده است.از پرینت پیامک و ایمیل گرفته تا کپی بلیط‌های هواپیما و گواهی هتل‌داران و… همه آنها را با دقت نشان می دهد و درباره هرکدامشان توضیح مفصلی می‌دهد که همین موضوع حدود یک ساعت به طول می‌انجامد. آرامش در چهره‌اش موج می‌زند و آرام و با طمأنینه به سوالاتم پاسخ می‌دهد.

 

شاکی پرونده مجری مشهور تلویزیون کیست؟ - neginiran.ir - نگین ایران

 

البته در همان ابتدا تاکید می‌کند که این اولین مصاحبه رسمی اوست و تا به حال هرچه از زبانش در برخی روزنامه‌ها و نشریات به چاپ رسیده، کذب محض است. تأکید دومش درباره صداوسیماست. از من می‌خواهد تا حتما در مصاحبه‌مان بیاورم که او هیچگونه وابستگی به سازمان صداوسیما ندارد و خود به طور مستقل کار می‌کند. او می‌گوید من کاری به این سازمان ندارم و فقط موضوعی که این میان باعث می‌شود تا برخی رسانه‌ها نام صداوسیما را ببرند، به این دلیل است که فردی که من از او شکایت کرده‌ام، یک مجری معروف است.

آنچه در ادامه می‌خوانید، گفت‌وگویی است با شاکی پرونده مجری معروفی است که این روزها مورد توجه قرار گرفته است، که بنا به دلایلی این مصاحبه منتشر نشده و اکنون منتشر خواهد شد.

در این گفت‌وگو اسامی هیچ‌یک از طرفین نیامده و عصرخبر نیز صرفا با توجه به رسالت اطلاع‌رسانی که بر عهده دارد و همچنین آگاهی‌دهی به خانواده‌ها و به ویژه جوانان این مصاحبه را انجام داده است.

**اول به عنوان یک مخاطب می‌خواهم بیشتر تو را بشناسم، لطفا کمی از شرایط خود و خانواده‌ات برایم بگو؟

-پدرم استاد دانشگاه است، یک برادر دارم که پزشک است و مادرم نیز در بخش مدیریتی یکی از ارگان‌های دولتی کار می‌کرده و الان بازنشسته شده است. خودم هم دارای تحصیلات عالیه می‌باشم.

**حوزه کاری شما به صداسیما مربوط می‌شود؟

-خیر. من هیچ‌گونه رابطه کاری اعم از استخدامی، قراردادی و… با سازمان صداوسیما ندارم. برای خودم به طور آزاد کار می‌کنم. شکایت من هم هیچ ربطی به سازمان صداوسیما ندارد ولی اداره حقوقی سازمان فکر کرده بودند که ارتباط دارد و قصد دخالت داشتند که من مانع شدم. شکایت من کاملا شخصی است و هیچ ربطی به سازمان صداوسیما ندارد.

**اما در برخی نشریات و رسانه‌ها از شما به عنوان یکی از گویندگان و نویسندگان برنامه‌های رادیویی اسم برده شده بود؟

-به هیچ عنوان صحت ندارد. تا به حال هرکدام از روزنامه‌ها یا خبرگزاری‌ها مطلبی از من یا از قول من نوشته‌اند، صحت ندارد و این مصاحبه، اولین مصاحبه رسمی من به شمار می‌رود. تا به حال هم قصد انجام مصاحبه نداشتم، اما برخی روزنامه‌ها و سایت‌ها بدون مصاحبه با من این خبرهای دروغ را منتشر کردند و من را در انجام این مصاحبه مصمم کردند. مثلا در خبرها آماده بود که من با این فرد به حج رفته‌ام در حالی که این مطلب صحت ندارد و خود من در سال ۸۳ با خانواده‌ام به حج مشرف شدیم.

**پس سابقه آشنایی شما با این فرد به کجا برمی‌گردد؟

- سال ۸۸ بود که این مجری گزارشی زنده از صحرای عرفات در یکی از شبکه‌های تلویزیون داشت. در ارتباط زنده با تلویزیون اعلام کرد که شماره موبایلش را از طریق زیرنویس اعلام کنند تا هرکس التماس دعا دارد، نامش را بر صحرای عرفات بنویسد. من هم مانند این همه دیگه نفر دیگری که آن روز با او تماس گرفتند، تماس گرفتم و گفتم که نام مرا هم بر خاک صحرای عرفات بنویسید. اما چون اسم و فامیلم کمی سخت بود، گفت که برایش پیامک بزنم و من هم زدم و دیگر مساله برایم در آن مقطع تمام شد. منتها از سه روز بعد تلفن‌ها و پیام‌های او تمامی نداشت. مدام پیام می‌داد که گفته بودی دعایت کنم در فلان‌جا دعایت کردم. یا اینکه شب‌ها تماس می‌گرفت و می‌گفت فلان برنامه‌ام فلان ساعت روی آنتن می‌رود، نگاه کنید، شب سوم بعد از اینکه برنامه‌اش تمام شد تماس گرفت و گفت نمی‌دانم چرا با شما تماس گرفتم، من معمولا عادت ندارم با کسی تماس بگیرم. ولی به شما زنگ زدم.

**خوب در این فاصله شما تعجب نکردید که چرا این فرد مدام با شما تماس می‌گیرد؟ برایتان سوال برانگیز نبود؟

-بله. اتفاقا برایم خیلی تعجب‌آور بود. ولی او به قدری مودبانه حرف می‌زد که نمی‌توانستم با او صحبت جدی کنم. تا اینکه در نهایت یک شب به من گفت که با دختری به مدت هشت سال رابطه داشتم و بعد هم تومور مغزی گرفت و فوت کرد. شباهت صدای تو با آن خانم باعث شد که به سمتت گرایش پیدا کنم. زندگی مشترکم هم به خاطر آن خانم دوام نیاورد و بعد از گذشت یکسال و با داشتن یک فرزند از او جدا شدم و همسرم هم از ایران رفت.من هم تنها زندگی می‌کنم. صدای تو به آن دختر خانم بسیار شبیه است و می‌ترسم که چهره‌ات هم شبیه همان باشد.

**پس این رابطه بعد از گفتن این حرف‌ها همچنان ادامه پیدا کرد؟

-بله. تلفنی ادامه داشت تا زمانی که می‌خواست از مکه برگردد. آن موقع از من خواست که برای استقبال از او به فرودگاه مهرآباد بروم. به محض اینکه از گیت رد شد، کیف از دستش افتاد و گفت می‌ترسیدم که چهره‌ات هم شبیه باشد و اتفاقا شبیه هم هستید. از همین حرف‌های فریبنده‌ای که می‌زند.

**در فاصله‌ای که با تو تماس می‌گرفت، به او نگفتی که قصد و هدفش چیست و یا خودت اصلا با چه هدفی این ماجرا را ادامه دادی؟

-خوب او فرد مطرح و مشهوری در جامعه بود. من هم با توجه به خانواده‌ای که داشتم، فکر می‌کردم که صرف یک طلاق گرفتن درباره‌اش قضاوت نکنم. جدایی یک نفر از همسرش به معنای بد بودن آن فرد نیست. چهره مثبتی داشت که در من ایجاد اعتماد کرد. من هم با خود گفتم که خوب بالاخره این فرد از لحاظ تحصیلات و اهل مطالعه بودن به خانواده ما می‌خورد.

**پس ماجرای طلاق گرفتنش برایت خیلی مهم نبود؟

-من همیشه اعتقاد داشتم که طلاق نشانه بد بودن دو طرف ماجرا نیست. ممکن است عدم تفاهم منجر به جدایی بشود.

**پس در همان صحرای عرفات پیشنهاد ازدواج را با شما مطرح کرد؟

-نه. وقتی به ایران آمد این موضوع را مطرح کرد.سه الی چهار روز بعد از آمدنش از حج بود که دو بلیط کیش گرفته بود و گفت که برای اجرای یک برنامه به کیش می‌روم. من به برگزارکنندگان مراسم گفته‌ام که با خواهرزاده‌ام می‌آیم و برایت یک اتاق جدا در هتل در نظر گرفته‌اند. آن مقطع به او گفتم که اگر برای من جایی در نظر نگرفته‌اید، من کلید آپارتمان خودمان را از مادرم بگیرم و من به آنجا بروم. ولی او به من گفت که نه، برای تو اتاق مجزا گرفته‌اند.

تا اینکه ما به فرودگاه کیش رسیدیم و در آنجا بود که به من گفت خبری از اجرای من در کیش و همچنین هتل نیست.

**کمی برگردیم عقب. وقتی خواستی با این مجری به کیش بروی، به خانواده‌ات چه گفتی؟ آنها را چطور مجاب کردی که با این فرد به یک شهر دیگر سفر کنی؟

-من به واسطه رشته تحصیلی‌ام به شهرهای بسیاری سفر کرده‌ام و با دوستانم هم مسافرت زیاد می‌روم. راستش در این یک مورد به خانواده‌ام دروغ گفتم. به آنها گفتم با دوستانم به مسافرت می‌روم. هیچکدام از آنهایی که گفته بود در کار نبود. یک تاکسی گرفتیم و تا ساعت ۱۲ و نیم شب دنبال جایی برای ماندن گشتیم.

**خوب همان موقع که فهمیدی این فرد تو را فریب داده، برای چه به تهران برنگشتی و یا نارضایتی خود را در این باره ابراز نکردی؟

-برای اینکه ساعت ۹ و ۱۰ شب بود و من هم واقعیت را به خانواده‌ام نگفته‌ بودم. ضمن اینکه پول زیادی به همراه نداشتم. در چنین شرایطی مجبور شدم که از او تبعیت کنم و در تنگا و معذوریت ماندم. آن موقع یک همایشی هم در کیش برگزار شده بود و همه هتل‌ها پر بودند. در نهایت از طریق همان راننده تاکسی یک سوئیت برای ماندن پیدا کردیم که یک هال و یک اتاق خواب داشت. قرار شد من در اتاق بخوابم و او هم در هال. شب خواب بودم که دیدم او بالای سرم است و اتفاقی که نباید، افتاد.

**یعنی شما هیچ امکان مقابله‌ای نداشتید؟

-متاسفانه شرایط به گونه‌ای پیش رفت که امکان مقابله را از من گرفت.

**بعد چه اتفاقی افتاد؟ شما اعتراضی نکردید و یا اینکه بلافاصله به پلیس خبر بدهید؟

-او باز هم همان جا با حرف‌هایش مرا فریب داد و گفت چه فرقی می‌کند. ما که قصد داریم ازدواج کنیم، چه تفاوتی دارد که حالا این اتفاق افتاده باشد یا سه ماه دیگر. من هم راضی کرد که می‌توانم صیغه محرمیت بخوانم.

**یعنی قبل از این جریان صیغه محرمیتی بین شما جاری نشده بود؟

-نه.

**گویا برای انجام صیغه محرمیت دختر، به اجازه پدر لازم است.

-من خیلی وارد به این جزئیات نیستم. فقط آن زمان از من پرسید که مرجع تقلید تو کیست و وقتی به او گفتم، گفت که صیغه محرمیت برایت می‌خوانم. ضمن اینکه در آن مقطع زمانی این اتفاق برای من پیش آمده بود و من هم فکر می‌کردم که این ازدواجی که او به من وعده می‌دهد، انجام می‌شود.

**وقتی این اتفاق با نارضایتی شما اتفاق افتاد، در شما ایجاد تنفر نکرد؟ باز هم به رابطه با او ادامه دادید؟

-آن موقع خیلی اذیت شدم. خیلی گریه کردم و اصلا باورم نمی‌شد که چنین اتفاقی برایم افتاده است. ولی همان‌طور که گفتم وعده و وعیدهای او مبنی بر ازدواج من را در آن مقطع وادار به سکوت کرد.

**و این سکوت منجر شد این رابط پنهانی ادامه پیدا کند؟

-بله. اتفاقا فردای همان روز که کیش بودیم، کنار ساحل قدم می‌زدیم که تلفن‌های مشکوکی به او آغاز شد. مدام تماس می‌گرفتند و می‌گفتند که چک‌هایت را به اجرا می‌گذاریم و اگر ۲۰۰ میلیون تومان را پس ندهی بدبختت می‌کنیم و از این حرف‌ها. من از او پرسیدم که قضیه چیست. گفت برای تاسیس آموزشگاه گویندگی و فن بیان (که کاملا از بیخ و بن دروغ بود) به صورت قسطی لوازم و تجهیزات خریده‌ام و در ازاء آن چک داده‌ام. الان هم نمی‌توانم مبلغ چک‌ها را تامین کنم. الان هم قصد دارند چک‌هایم را به اجرا بگذارند. اگر این اتفاق بیافتد، من مجبورم به سرعت از ایران بروم. چون کشورهای عربی برای برنامه‌سازی به من دعوت‌نامه داده‌اند و من می‌توانم با پیش قسطی که از آنها می‌گیرم، قرض‌هایم را پس بدهم. الان که فکر می‌کنم، احساس می‌کنم همه این موارد از پیش طراحی شده بود. او به من گفت که اگر این اتفاق بیفتد، آن موقع تو باید دو سال دیگر صبر کنی تا ما بتوانیم با هم ازدواج کنیم. چون من باید این مبلغ را تهیه کنم و اگر موفق نشوم، آن وقت به زندان می‌افتم.

**در این فاصله متوجه نشدید که این فرد همسر و فرزندانی دارد؟

-به هیچ وجه. جالب اینجا بود که اگر من ساعت ۱۲ و یا یک شب هم با او تماس می‌گرفتم راحت جواب می‌داد و تلفنی حرف می‌زد. هر موقع شب که بود، پیامک می‌داد. شما اگر بودید، شک می‌کردید؟

**در این مدت شما کنجکاو نشدید که درباره این فرد و یا خانواده‌اش، اطلاعات بیشتری به دست بیاورید؟ فکر می‌کنم با یک جستجوی کوچک در موتورهای جستجوی اینترنتی، پیشینه این فرد که از مشهوریت بالایی برخوردار است، مشخص می‌شد و شما هم می‌فهمیدید که او ازدواج کرده و همسر و فرزندانی دارد.

-اتفاقا من این کار را کردم. ولی در اینترنت هیچ اطلاعات شخصی و خانوادگی از این فرد تا همین چند ماه پیش وجود نداشت. تا مرداد امسال که من از او شکایت کردم. پس از آن بود که مصاحبه‌ای کرد و عکسش به همراه خانواده روی جلد یک مجله‌ای چاپ شد.

**حتی کسی هم در اطرافت نبود که از طریق او بتوانی اطلاعاتی از این فرد بدست بیاوری؟

-خیر. چون او مدام به من می‌گفت به خاطر آبروی من به کسی نگو که ما با هم رابطه داریم. من هم به خاطر تعهد بسیاری که به او داشتم، سکوت کرده بودم. ضمن اینکه او آدم قابل اعتماد جامعه بود و من در این فاصله برای مادر و خواهر او وقت دکتر گرفتم.

**خوب او شما را با چه عنوانی به مادر و خواهر خود معرفی کرده بود؟

-نمی‌دانم. اما هرچه بود آنها می‌دیدند که ما با هم خیلی صمیمی هستیم. ولی هیچ وقت اعتراضی نمی‌کردند و حتی نگفتند که او زن و بچه دارد.

**خوب ماجرای چک‌ها به کجا کشید؟

-او سر این چک‌ها من را حسابی به هول و ولا انداخت تا جای که از طریق یک موسسه مالی و اعتباری توانستم برایش ۱۰۰ میلیون تومان وام بگیرم. سندی که او گذاشت ارزش ۷۰ میلیون تومان داشت درحالی که باید سندی به مبلغ ۱۱۰ میلیون تومان گرو می‌گذاشت. وثیقه بعدی را من ۴۰ میلیون تومان سفته دادم تا او بتواند وام ۱۰۰ میلیون تومانی‌ خود را بگیرد. مدیران آن موسسه هم فکر می‌کردند که ما زن و شوهر هستیم. تا اینکه ۵ روز پس از دریافت وام، این مجری معروف به من اعلام کرد که همسر و فرزند دارد.

**شما دقیقا چه مدت نمی‌دانستید که متاهل است؟

-دقیقا چهار ماه.

**در این فاصله چند بار به مسافرت رفتید؟

-یک بار کیش، یک بار اصفهان و دو بار هم به مشهد رفتیم. بقیه اوقات هم به دفترش می‌رفتیم. دفتر او همیشه خالی بود و یک اتاقش را مبله کرده بود. البته من هم به عنوان همسرش معرفی می‌کرد و خیلی جاها من را به عنوان همسرش می‌شناسند.

**خودش به شما گفت متاهل است یا خودتان متوجه شدید؟

-درست ۵ روز پس از دریافت وام ۱۰۰ میلیون تومانی بود که گفت همسر دارد.

**خوب آن زمان چرا اقدامی نکردید؟

-با او برخورد بدی کردم. آن زمان تصمیم گرفتم که بی دردسر و بی‌سر و صدا ترکش کنم و بروم دنبال زندگی خودم. ولی نگذاشت. او باز هم مرا با چرب زبانی فریب داد. می‌گفت بمون برای من مثل بارون واسه جنگل یا موندنت خواسته تو نیست و نیاز منه و… گفت که این کار را با تو کردم که با من بمانی. اگر من این مسائل را از همان ابتدا با تو درمیان می‌گذاشتم، تو تا لحظه طلاق من دست نگه نمی‌داشتی و می‌رفتی. نمی‌ماندی.

**پس بعد از اینکه متوجه شدی متاهل است، باز هم همان روال سابق را پیش گرفتی؟

-نه. خیلی تلاش کردم که تکلیف این ماجرا را روشن کند. تااینکه او تهدید کرد که از من سفته دارد.

**یعنی دیگر حاضر به سازش با او نشدی؟

-اول خیلی تلاش کردم. ولی اواسطش دیگر این ماجرا برای خود من هم عادی شده بود. در شرایطی بودم که می‌گفتم ایراد ندارد، حتی با زن و بچه فقط بیاید و من را عقد کند و اسمش در شناسنامه‌ام بیاید تا آبروی رفته‌ام را بخرم. فوقش بعدا می‌گفتم او زن داشته و من نمی‌دانستم و بعد از اینکه فهمیده‌ام، جدا شده‌ام. آخرهایش به این مرحله رسیده بودم.

**ضمانت وام چه شد؟

-با هزار بدبختی وام را تسویه کرد اما سفته‌های من را نگه داشت و آنها را پس نداد. هنوز هم که هنوز است دستش است. چهارشنبه سوری سال گذشته بود که او من را مجبور کرد به مادرم بگویم که زنگ بزند و برای شام او و خانواده‌اش را دعوت کند تا به خانه‌مان بیایند.

**پدر و مادرت از رابطه تو با این فرد خبر داشتند؟

-نه. فکر می‌کردند ارتباط دوستانه‌ و نوعی همکاری بین ما وجود دارد. چون من در یک جایی تدریس زبان می‌کردم که اتفاقا او هم همان‌جا کلاس‌های فن بیان داشت. مادرم هم با اکراه تماس گرفت و آنها را دعوت کرد. در حقیقت او می‌خواست من یک جورهایی مطمئن شوم که رابطه خوبی با همسرش ندارد و می‌خواهد طلاقش بدهد.

**خوب تو متوجه این نکته شدی؟

-آنها رابطه خیلی معمولی با هم داشتند و من هم متوجه اختلافی بین آنها نشدم. البته در ادامه من رابطه کج دار و مریزی داشتم تا فقط بتوانم سفته‌هایم را از او بگیرم.

**چون موفق به گرفتن سفته‌هایت نشدی، اقدام به طرح شکایت کردی؟

-نه. سال ۸۹ برای اولین بار از او شکایت کردم. برای اینکه این آقا را با یک خانم دیگر در فرودگاه مهرآباد دیدم. مهر سال ۸۹ که اصفهان بودم، تلفن‌های مشکوک یک خانم را احساس می‌کردم که وقتی از او می‌پرسیدم، می‌گفت خواهرم است. تا اینکه در بهمن سال ۸۹ در فرودگاه مهرآباد وقت مسافرت رفتن با هم آنها را دیدم.

**وقتی آنها را دیدی چه عکس العملی نشان دادی؟

-با هم درگیر شدیم. کار به زد و خورد کشید. آن خانم فرار کرد و او هم به مسافرت نرفت.

**شما از کجا متوجه شدید که آنها با هم قصد دارند به سفر بروند؟

-برای اینکه او گواهینامه نداشت. هرجا می‌خواست برود، من او را می‌بردم. آن روز او به من پیامک داد که برای اجرای برنامه به مسافرت می‌روم. من تعجب کردم. چون هر وقت برای اجرای برنامه می‌رفت، من شب قبل برایش چمدانی پر از میوه، شیرینی و تنقلات می‌بستم تا با خود ببرد. از این کار او تعجب کردم و همین موضوع باعث شد تا به سرعت به فرودگاه بروم. وقتی رفتم او را دیدم که با این خانم گوشه‌ای نشسته‌اند و همان جا کار به کتک‌کاری کشید. به او گفتم تو همسرت بود، این بلا را هم سر من آوردی که با تو بمانم. پس این خانم دیگر کیست؟ او هم پاسخ داد که این زن دو سال قبل‌تر از تو بوده است.

**شما این ماجرا را در دادگاه هم عنوان کرده‌اید؟

-بله.

**این خانم هم به دادگاه احضار شده‌ تا رابطه‌اش با این فرد را تائید یا تکذیب کند؟

-متاسفانه خیر. اما بالاخره در روز رسیدگی به شکایت بی اساس این خانم از من به اتهام مزاحم تلفنی حتما ایشان را خواهم دید و مطالب را باز خواهیم کرد.

**خوب این رابطه چرا بعد از دعوا و کتک‌کاری باز هم ادامه پیدا کرد؟

-من ابتدا او را تهدید کردم که تمام وقایع را به همسرت می‌گویم. او از ترسش سریع به خانه رفته بود و به خانمش گفته بود که دختری هست که مدام مزاحم من می‌شود و عاشق من است و مدام برایم مزاحمت ایجاد می‌کند و وصله به من می‌چسباند. من خانه بودم. ساعت ۶ بعد از ظهر بود که زنگ خانه‌مان را زدند. دیدم همسر این آقاست و جلوی همسایه‌ها داد و بی‌داد کرد و آبروریزی راه انداخت. او مدام به پدرم می‌گفت دختر تو مزاحم زندگی ما می‌شود. این خانم تا جایی که می‌توانست من را کتک زد. دندانم را شکست، انگشتم را هم شکست. همسایه‌ها با پلیس تماس گرفتند و ما شکایت کردیم و پرونده به دادسرا رفت. در آن مقطع این مجری به دست و پای ما افتاد و التماس می‌کرد که رضایت بدهیم. پدرم هم به خاطر فرزندان این آقا رضایت داد.

**خانواده‌ات آن موقع در جریان بودند؟

-آن موقع بود که تازه به بخش‌هایی از رابطه ما پی بردند.

**زمانی که رضایت دادی سفته‌هایت را پس نگرفتی؟ حداقل با این شرط جلو بروی و بعد از گرفتن آنها ماجرا را فیصله بدهی؟

-راستش آن موقع اصلا بحث سفته‌ها مطرح نشد. ولی باز هم به من وعده و وعید داد. گفت من تو را عقد می‌کنم و این آبروریزی را جمع می‌کنم. با این وعده‌ها دوباره من را معلق نگه داشت. این رابطه به امیدی که روزی او مرا عقد می‌کند، ادامه داشت و دائم هم مرا همسر خود می‌دانست. تا اینکه متوجه شدم این آقا همچنان با این خانم که نفر سوم به حساب می‌آمد، رابطه بسیار نزدیکی دارد.

**پس رابطه با نفر سوم منجر به شکایت شما شد؟

-دلایل متعددی دارد. یک اینکه این آقا شماره تلفن دختر عمه و همسر برادرم را از گوشی من برداشته و با او تماس گرفته و گفته که من برای این آقا مزاحمت ایجاد می‌کنم. همش سر کوچه‌شان ایستاده‌ام. دوم اینکه خانم سومی که با این مجری ارتباط دارد، برای من احضاریه فرستاده و از من به جرم مزاحمت تلفنی از طریق تلفن‌ عمومی‌های سطح شهر و تهدید با سلاح گرم شکایت کرده است. در حالی که این زن اصلا من را نمی‌شناخت و تنها کسی که می‌توانست از من اطلاعی به این زن داده باشد، همین مجری معروف بود. تلفن‌های پدر و برادران این زن نیز به خانواده ما یکی دیگر از دلایل است. همین موارد باعث شد تا به سیم آخر بزنم و فکر ۴۰ میلیون سفته را از ذهنم بیرون کنم و از این آقا شکایت کنم. شکایت سال ۸۹ را به زور پس گرفت ولی این شکایت دیگر رضایتی ندارد و تا آخر ایستاده‌ام. دلیلش هم شکایت این خانم از من بود. در حال حاضر هم وثیقه ۵۰ میلیون تومانی برایش صادر شده است. او به جای اینکه از من عذرخواهی کند، مرا تهدید می‌کند و به عناوین مختلف از من شکایت می‌کند. من تا به حال سکوت کرده بودم و بعد از ۵ ماه با توجه به انتشار اخبار دروغ در رسانه‌های مختلف اقدام به مصاحبه کردم. این فرد چون مدام از من شکایت می‌کرد، پدرم به عنوان ولی قانونی‌ام شکایت کرده است.

**پدر و مادرت چه زمانی از آنچه برای تو اتفاق افتاده آگاه شدند؟

-مادرم از ابعاد این پرونده و عمق آن اطلاعی ندارد ولی پدرم به طور کامل در جریان ماجرا است.

**واکنش پدرت پس از شنیدن حقیقت ماجرا چه بود؟

-خوشبختانه پدرم خیلی خوب با من رفتار کرد. او در تمام این مدت پشتوانه من بود.البته از لحاظ روحی و روانی تحت فشارهای بسیاری هستم. وقتی به آنچه که بر من گذشت فکر می‌کنم، عذاب می‌کشم اما این بار پای ماجرا ایستاده‌ام و با توجه به مدارکی که در دست دارم امیدوارم به زودی به نتیجه برسم.

**اما این مجری همچنان زنده برنامه دارد، با توجه به حساسیت‌های حراست سازمان صداوسیما به نظر می‌رسد که این مجری با توجه به چنین شرایطی ممنوع‌التصویر شود، کما اینکه داشته‌ایم مجریانی که به خاطر استفاده از کلمات و ادبیات خاصی در تلویزیون ممنوع‌التصویر شده‌اند، چه رسد به پرونده‌هایی نظیر این.

-من نمی‌دانم که تصمیمات تلویزیون بر چه اساسی گرفته می‌شود، شاید برخی مدیران تلویزیون قصد دارند از این طریق و به طور غیر مستقیم بر روند پرونده تاثیر بگذارند. اما حال که حکم دادگاخ صادر شده است،انتظار داریم تصمیم قاطع تری در این رابطه گرفته شود.

**یعنی وقتی مطمئن شدید که دیگر ازدواجی صورت نخواهد گرفت، در شکایت و پیگیری آن مصمم شدید؟

-من امید به ازدواج داشتم، ولی وقتی متوجه شدم که این آقا با خانم سوم رابطه نزدیکی دارد و به همین زودی‌ها می‌خواهد با او ازدواج کند، ناامید شدم و پای شکایتم هم ایستاده‌ام.

**الان چه حسی داری؟

-فکر می‌کنم که تمام اقدامات این فرد از روی حساب و کتاب بود و از پیش می‌دانست که دارد چکار می‌کند.

**اگر زمان به عقب برگردد، چه میکنید؟

-قطعا دیگر این ماجرا تکرار نخواهد شد. آن موقع احساسی برخورد کردم.

**اما در بعضی از سایتها نوشته بودند که شما رضایت دادی و این مجری تبرئه شده است؟!!

اصلا اینطور نیست. متاسفانه پرونده شکایت من از این مجری همزمان با شکایت رسانه ای دیگری از این مجری بود که در دادگاه فرهنگ و رسانه بررسی میشد که شنیده ام بسته شده است. این مجری هم که انگشت تردید زیادی را رو به خود دیده بود از این مطلب سو استفاده کرده و با یکی از خبرگزاریها مصاحبه کرده بود. در صورتیکه من هیچگاه از شکایت خود صرف نظر نکرده بودم. و بیشتر قصد جو سازی داشت این اقا.

**بر طبق رای صدره دادگاه کیفری استان این مجری به ۸۰ ضربه شلاق محکوم شده. نظر شما چیست؟ایا امکان رضایت از جانب شما هست؟

خیر!تحت هیچ شرایط رضایت نخواهم داد. اول به خاطر توهین هایی که این فرد و همسرش به من و خانواده ام کردند و بعد به خاطر تهمتهای مختلفی که به من زده است و من نسبت به این حکم اعتراض دارم و احساس میکنم مماشاتی در این پرونده صورت گرفته است. چون با وجود مدارکی که من به دادگاه ارائه دادم حکم بسیار سبکی برای ایشان صادر شده است. البته هنوز به شکایت پدر من بر علیه این مجری رسیدگی نشده. من از حکم صادره دادگاه کیفری استان راضی نیستم و حتما اعتراض خواهم داد.

**حرف آخر؟

-برخی موارد با من برخوردهایی شد که از این فرد اسم برده‌ام، اما من هیچ حرفی نزده‌ام و نامی هم نبرده‌ام. اگر اخباری منتشر شده و در آن تاکید شده که مجری معروف تلویزیون است، به من ربطی ندارد. چون او شغلش این بود و من در این باره جایی اظهار نظر نکرده‌ام. قصد هم نداشته‌ام صداوسیما زیر سوال برود. خلاف این آدم ربطی به صداوسیما ندارد.

 

منبع:شهر خبر

لازم به ذکر است که شاکی پرونده از شکایت خود صرف نظر کرده و تمامی مشکلات حل شده .

پس از مدتی شاکی پرونده را به اجرا گذاشت و آقای فرزاد جمشیدی مبلغ ۲۰۰۰۰۰ تومان جریمه وبه ۸۰ ضربه شلاق محکوم شد .

 

خانواده فرزاد جمشیدی

 

 به گزارش خبرگزاری فارس، فرزاد جمشیدی که در کارنامه خود ۲۰ سال همکاری با سازمان صداوسیما را دارد، با انتشار نامه‌ای برای همیشه از کار اجرا خداحافظی کرد.

متن نامه از این قرار است :

«هو الحلیم‌ الخبیر»

سر سفره‌ چاشت صبحگاهی، مادرم چایی شیرین قصه‌هایش را به دستمان می‌داد. از همان جا بود که قصه‌های قرآن در جانم آشیان کرد و حرارت حقیقت این کلام کبریایی، یخبندان دروغِ اهلِ دنیا را در خاطرم ذوب کرد تا باور کنم تنها رسولان حق‌اند که ویترین واقعیتشان از متاع محبت، پُر است و از قرار روزگار، همانانند که شیشه مغازه‌ معنویشان، پیوسته با سنگ مزاحمتِ بدخواهان می‌شکند و هر که با تابلوی «یاد خدا» دکان دوستی بنا کرد، بساط سخنش را می‌چینند و معرکه‌اش را بر هم می‌زنند!

هنوز از تلخی روزگار، دو قاشق از آن چای خوش عطر و طعم قصه‌های قرآنی مادرم، در خاطرم هست که گلوی گرفته‌ بغض را باز کند و سلام خوبی برای این نامه‌ خداحافظی باشد.

مادرم می‌گفت: موسای کلیم الله (ع) از خدا خواست حکمی فرما تا از حرف مردم، در امان باشم! پروردگار فرمود: کاری که برای خود نکرده‌ام! چگونه برای تو انجام دهم؟!

هنوز در کوهستان گذر عمر، پژواک صدای مادر، باقی است که می‌گفت: نمرود خواست با خدا مبارزه کند؛ دستور داد ارابه‌ای آماده کنند. آنگاه ارابه را به پای مرغی بزرگ بست و تکه گوشتی جلوتر از دهان مرغ گذاشت تا به هوس آن به آسمان پر بکشد! سپس نمرود رو به آسمان چند تیری انداخت به این پندار که سمت پروردگار، تیر پیکار افکنده!

آن وقت مادرم از همسایگی دو خاطره، نتیجه می‌گرفت:

اولین ملامتی عالم، خودِ خداست که انسان را هم که خلق کرد، فرشته‌ها از روی عبادت (و نه از روی لجاجت) ملامتش کردند. حال آنکه نمی‌دانستند آدمی غیر از خون ریختن، فرشته خصال هم خواهد شد و به عطر اخلاق محمدی(ص)اش، دنیا را تسخیر خواهد کرد. پس پسرجان! اگر می‌خواهی در این عالم بمانی، یا از نیل مشکلات، عبور کن که دست فرعون بددلی به تو نرسد و یا آنقدر بالا برو که تیر عداوت نمرود، به تو اثر نکند!

من – این حیرت زده‌ی دیار دنیا – که نه عصای استقامت موسی(ع) دارم و نه آبروی صبر ابراهیم خلیل‌الله(ع)، بی‌ریا با همان لهجه‌ سحرگاهی ماه خدا، این نامه را به نشانی مردم سرزمین‌ام پست می‌کنم. آن‌ها مرا خوب می‌شناسند. مردم میهن‌ام مرا از اینترنت پیدا نکرده‌اند که حالا با دو خط خبر، مرا در شوره‌زار اینترنت، تنها رها کنند.

هموطنان جغرافیای ایران! همسایه‌های تاریخ دین و ایمان! همکلاسی‌های درس سخت وجدان! سلام سال‌ها به دعای شما دانش اندوختم تا سکه‌ سخنم را در بازار انتخاب خود، بخرید و متاع محبت و حرف حساب‌ام را به خانه‌ خاطر پسندی خود ببرید. ترسِ مقدسِ سخن گفتن در قاب تلویزیون که معیار جهانی‌اش به من آموخته: «یک دقیقه حرف زدن در تلویزیون، یک ساعت مطالعه می‌خواهد» اسب استعداد مرا نهیب زد که باید یک نفس در دشت دانش بدوی و اگر می‌خواهی خوشه‌ علم برای مخاطبینِ تلویزیون بدوی باید صدبرابر آنچه می‌گویی، بشنوی!

حاصل این نخوردن‌ها و نخفتن‌ها و دویدن‌ها آن شد که «کتابخانه‌ام بزرگ‌تر از خانه‌ام شد» و اعتبار اعتنای مردم خوب میهنم، مثل سنجاقکی روی سینه‌ام نشست تا بدان حد که بعنوان «مرغ سحر» بالاتر از نام فرزاد جمشیدی، مسئولیت امانتی به اندازه‌ واجب نماز و روزه بر دوشم وانهاد.

هفت سال این بار امانت را با درستکاری و روزه‌داری بر دوش کشیدم و هر چه به خانه‌ محمد و آل محمد (ص) نزدیک‌تر شدم، لهیب آتش کینه‌ ابوالهب‌ها بیشتر شد؛ اینک یکسال از اجرای آخرین برنامه‌ سحرگاهی «ماه خدا» بر من و ما می‌گذرد. در این یک سال، ابر سوء تفاهم میان من و مخاطب‌ام سایه انداخت ولی چون نمی‌توان چهره‌ خورشید حقیقت را با مشتی گل دروغ پوشاند، عاقبت، آفتاب بر پهندشت وجدانِ اهل حق تابید و کشتی شکسته‌ دروغ، به گل رسوایی نشست. در چهار ضلعی «من، رسانه، شاکی و قوه‌ی قضاییه»، انصافاً هر یک نقش خود را خوب ایفا کردند ولی ناضعلی نادان‌های اینترنت، پیش از رسیدگی قضایی، نظم اخلاق را بر هم زد و عقرب قلم دروغ چند میرزا بنویس که اصولا خبرنگار نیستند، عقربه‌ سرعت خوانندگان را بالا برد تا از شیطان، سبقت بگیرند و در سراشیبی غیبت، سقوط کنند!

شلاق، زندان اوین، حکم جلب، دستبند، نامعروف، نامشروع…. و دیگر صفات اشیاء ناپسند را حتی بی‌اطلاع شاکی پرونده و بی‌استدلال و استفاده عقل و قضا، در کنار اسم من قرار دادند تا با شیطان هم‌غذا شوند؛ غیبت مرا بکنند و در حمام تهمت، گِل گناه مرا بشوند.

 

اکنون سبکبار می‌نویسم:

در این یک سال که بر من به اندازه‌ یک عمر گذشت، تیر گمانه‌زنی مردمی که اسیر امواج ملتهب فضاهای مجازی قرار گرفته بودند، بسیار به سویم پرتاب شد. در فرودست آن مرتبه‌ اوج و عرفان سحرگاهان رمضان، مثل دامنه‌های کوهسار زندگی‌ام، آشغال دروغ، بسیار ریختند. محیط زیست پاک رمضانی من و مردم را آلودند و میزان آلاینده‌های مورد رضایت شیطان و دشمنان را به حداکثر خود رساندند. پس بنا به تدبیر مادرم و راه کار موسوی و ابراهیمی که قبلاً آموخته بودم سعی کردم بالاتر بروم تا خدنگ خدعه و بدی در دلم ننشیند و ننشست.

زندگی در دیار پُر از حسادت دنیا به من آموخته: در جایی که هنوز برای خاتم پیامبران (ص) به هزینه‌ی شیطان، فیلم می‌سازند! من فقط می‌توانم به شهید فهمیده، اقتدا کنم؛ یک نارنجک، به خود ببندم و لااقل یک تانک تهمت را منهدم کنم!!

این خداحافظی، نتیجه‌ رسیدن به یک جاده‌ جدید در زندگی من است:

آنچه در حق فرزاد جمشیدی گفتند و نوشتند و پراکندند، نزد خدا، گم نمی‌شود. با این خداحافظی نیز چیزی بیشتر از آنچه رخ داده، از آبروی فرزاد جمشیدی، کم نمی‌شود! فقط می‌ماند یک تسویه حساب ساده که موعدش روز جزا و قضاوتش به عهده علی بن موسی‌الرضا (ع) است. بالا بلند نجیبی که از روز اول کارم در سازمان صدا و سیما، آبروی خودم را با آبروی رضای آل مرتضا (ع) گره زده‌ام. آن تسویه حساب، این است:

- اگر آنچه درباره‌ فرزاد جمشیدی گفته‌اند، حقیقت دارد، چه وقیحم من که باز هم رو به روی چشم سیاه دوربین بنشینم و از بخت سپید سحرگاهی رمضان، با مردم و روزه‌داران سخن بگویم!

اما اگر آنچه نوشیدند و نوشتند و نشر دادند، حقیقت نداشته باشد چه کم توانم من که بخواهم تمامی ذهن‌های مخدوش را ترمیم کنم و چه کم‌توان‌تر و نحیف‌ترند آن‌هایی که باید رو به روی همین یک آینه از آیه‌های قرآن بایستند و خدای خویش را پاسخ گویند. کدام آیه؟

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر فاسقی برایتان خبری آورد، تحقیق کنید. مباد که از روی نادانی، به مردمی آسیب برسانید. آنگاه از کاری که کرده‌اید، پشیمان شوید. (سوره‌ مبارکه حجرات – آیه نورانی ششم)

پس بگذار میان من و دروغ پردازان و مُمَهدین و باعثین این خدعه خصمانه، قرآن و امامان معصوم (ع) قرار گیرد. اینک که خود دروغ می‌سازند و سپس آبروی ایمانی و قرآنی و انقلابی صدا و سیما و همه کارکنانش را با همان متر و مقیاس دروغ، اندازه می‌گیرند، من بروم بهتر است تا دامان این همه مجری، گوینده، تهیه کننده، کارگردان و هنرمندان شریف و تحصیل کرده‌ صدا و سیما، آلوده شود.

البته خلاف آنچه که دیگران فکر می‌کنند شاید این قلم و صاحب‌اش گله‌مند و منکسر و اندوهگین و از کار افتاده باشند اما به جای گله‌گذاری چند تشکر است که به چندین نفر بدهکارم!

از سید عزت الله ضرغامی (رییس رسانه ملی) که در تندباد حواشی که مثل ابر مرثیه از سَرَم عبور می‌کرد، به من‌آموخت: عزت را خدا و ماه خدا به تو داده‌اند نه رسانه‌ها و نه فقط صدا و سیما، سپاسگزارم.

از سید رمضان موسوی مقدم (قائم مقام صدا و سیما) از علی دارابی (معاون سیما) و از مهدی فرجی(مدیر شبکه یک) به عنوان کوهواره‌های ادب و اخلاق که در بارش بی‌دریغ تیغ‌های تهمت و دروغ علیه من، سایبان مهرشان را از سَرَم دریغ نفرمودند، سپاسگزارم.

از سایت‌های اینترنتی که بخاطر چند کلیک بیشتر، آبروی مرا به آتش کشیدند ولی حلقه‌ جهنم را برای خود کوبیدند و هیزم این آتش را بر دوش خویش، حمل کردند و به من یاد دادند معنی حقیقی این ضرب‌المثل را که: «آتش هر چقدر هم تند و تیز باشد فقط خودش را می‌سوزاند» و یا این ضرب‌المثل که چاه کن همیشه تهِ چاه است، ‌سپاسگزارم.

از همه رسانه‌هایی که با انتشار اخبار غیرواقع و شلیک ترکش‌های تهمت به من، درصد جانبازی‌ام را نزد خدای دانای راز، بالا بردند، سپاسگزارم.

از آن‌ها که جسم بی‌جان و متعفن شهرت دنیایی مرا روی دوش دروغ، تشییع و در گورستان گمنامی، دفن کردند،‌ سپاسگزارم.

از تعدادی از کارکنان بخش ویژه‌ای از سازمان صدا و سیما مثل آقایان: (م- ا)، (م- خ)، (س)، (ک) که با هدایت آقای (ر) به جای حراست از آبرو و تقدس خدادادی، مجری برنامه‌های رمضان، زخم اهل کوفه را بر دلم نشاندند، سپاسگزارم.

از همه آن‌ها که آلبوم دیانت و شیعه بودن مرا با چند تکه از ذغالِ دلِ سوخته‌ امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) سوزاندند تا من هم فردای قیامت، احساس کنم هم تیمی ولایت علوی (ع) هستم، سپاسگزارم.

از همه بی معرفت‌هایی که دو تا تکه سنگ (از همان جنس که ابوجهل به سمت پیامبر (ص) می افکند)، یک لقمه از خشم فرو خورده‌ امام کاظم (ع) و یک کف دست از دشت مظلومیت امام حسن مجتبی (ع) را به موزه‌ تجربه‌ من بخشیدند تا آموزه‌ عمرم شود، ممنونم.

از همه آن‌ها که با غیبت از من، سر کلاس رضایت خدای کریم، غیبت کردند و با انجام این گناه، اولآً زباله‌ معصیت مرا به پذیرایی اعمال خیر خود بردند و در ثانی، اعمال نیک و ثواب خود را به من هدیه کردند، سپاسگزارم.

از همه مسؤولان برگزاری برنامه‌ها، همایش‌ها و مراسم‌ها در بخش‌های دولتی و خصوصی، که مومنانه به حاشیه‌ها و شایعات درباره این بنده‌ حقیر خدا، توجهی نکردند و ذره‌ای از اعتمادشان نسبت به فرزاد جمشیدی، کاسته نشد، سپاسگزارم.

از آن‌ها که به فتوای فضای مَجاز، گناه کردن را برای خود مجاز کردند و با سنگ دروغ، قامتِ غرور دروغین مرا شکستند، تشکر می‌کنم. از آن‌ها که چهره‌ زرد ترس مرا در «تابه‌ تهمت» و «روغن معصیت» خودشان، سرخ کردند تا مزه شیرین شهامت را احساس کنم و برای ماندن در عرصه‌ شهرت، به هر ناکسی، التماس نکنم، تشکر می‌کنم.

از برادران هم خانواده‌ رسانه‌ای‌ام که مثل برادران غیور یوسف (ع) با درج خبرهایی سراسر دروغ، مرا به چاه امتحان خدا انداختند و از بعضی دیگر از خبرگزاری‌ها مثل «جهان نیوز، الف، مهر، تابناک، تبیان» و همانندشان که با بی‌اعتنایی کامل به این قبیل شایعات، ریسمان نجات‌ خویش و من شدند، سپاسگزارم.

در پایان و در آستانه رسیدن به نیمه راه شعبان و طلوع تولد حضرت صاحب‌العصر و الزمان (عج) برای همه شما مردمان، مؤمنان، روزه داران و سفره داران سحرگاهان ماه رمضان، بهار قرآنی خوبی آرزو می‌کنم. من هفت سال به جای سحری، کلمه و واژه نوش جان کردم و همچو آرش، جان در پیکان نهادم تا تیر توفیق‌ام از مرز خستگی بگذرد و جغرافیای جان روزه داران را وسعت دهد. برای اجرای چنین برنامه‌ای باید سربازی کرد نه سلطانی و برای استحقاق نشستن سر سفره‌ سحرگاهی رمضانی، باید خدمتگزاری کرد، نه میزبانی!

برای این بهار رمضانی هم الان در حق خودم، تفألی به حافظ شیرین بیان زدم، چه مناسب آمد:

ارغنون ساز فلک، رهزن اهل هنر است

چون از این غصه ننالیم و چرا نخروشیم

گل به جوش آمد و از می نزدیم‌اش آبی

لاجرم ز آتش حرمان و هوس می‌جوشیم

حافظ این حال عجب با که توان گفت که ما

بلبلانیم که در موسم گل، خاموشیم

از همه سپاسگزارم؛ چه آن‌ها که ترک‌ام کردند و چه آن‌ها که درک‌ام کردند.

خدا نگهدارتان امیدوارم در کلاس حضور قلب خدا، با دلی خالی از دنیا پیوسته حاضر و پابرجا بمانید.

اوایل گل سرخ و انتهای بهار – فرزاد جمشیدی

انتهای پیام/

 

 

 

مطالب مرتبط:

  1. تصاویر ژیلا صادقی مجری زیبای تلویزیون
  2. عکس و گفتگو با راحله امینیان مجری تلویزیون و همسرش
  3. ستاره زن در سریال های رمضان امسال کیست?
  4. تصاویر و بیوگرافی بازیگران سینما و تلویزیون که خواننده هم هستند
  5. مصاحبه با مجری مجرد و میلیونر سیما که « وَرِ دل مامانش » زندگی می کند
  6. تصاویر جالب ستاره مشهور سینمای ایران در نانوایی
  7. دانلود عکس های دو خواهر و بازیگر مشهور کشور نیوشا و روشا ضیغمی

۱۲۷پاسخ به “شاکی پرونده مجری مشهور تلویزیون ( فرزاد جمشیدی ) کیست؟”

  • سمیه:

    من که دیگه از بابامم می ترسم خدایا دارم دیونه میشم :-( :-( – فرزاد جمشیدی؟

    [پاسخ]

    حمید پاسخ در تاريخ خرداد ۲۰م, ۱۳۹۲ ۸:۵۱ ق.ظ:

    آدمی زاده دیگه هیچ کاریش نمی شه کرد؟

    [پاسخ]

    آریا پاسخ در تاريخ دی ۲۶م, ۱۳۹۲ ۱۱:۳۴ ق.ظ:

    این قدر زود قضاوت نکن

    [پاسخ]

    حسین پاسخ در تاريخ آبان ۳م, ۱۳۹۲ ۱۱:۲۱ ب.ظ:

    با سلام…هیشکی نمیدونه کی راست میگه بد قضاوت نکنید…خدا بزرگه…از خدا بترسید

    [پاسخ]

    اقاجانی پاسخ در تاريخ دی ۲۷م, ۱۳۹۲ ۳:۳۵ ب.ظ:

    سلام خدمت دوستان
    نظر بنده خدمت تون خیلی ساده ولی به عنوان یک کارشناس هست.
    بامراجعه به سایت هم قدری آشنایی تون بیشتر خواهد شد.
    چیزی که مسلم هست و در تمام این داستانی که نقل شده مشخص هست اینه که هیچگونه رابطه نامشروعی در بین نبوده است. بلکه طبق عقد شرعی بوده است.
    ضمنا ، شما به خانمی که این همه مسافرت و … با این آقا داشته و همیشه چمدانش را پر از تنقلات و … می کرده است می گید گول خورده؟
    خانمی که هنوز هم امیدوار به ازدواج با این آقاست و صرفا پس از دیدن یک زن دیگه شکایت کرده …
    مشکل جای دیگه ای هست.
    اقای جمشیدی طبق اظهارات شاکیه، بری از رابطه نامشروع بوده است.والسلام :-O

    [پاسخ]

  • علیزاده:

    با سلام و عرض خسته نباشید به نظر من اینها مسائلی هستند که خبر نگارها برای کسب در آمد به دنبالش هستند و مسئله را بزرگ می کنند (G)

    [پاسخ]

  • بیتا:

    من دیگه به جفت چشمام هم اعتماد ندارم.هنوزم صدای فرزاد جمشیدی که تو عرفات حرفای قلنبه سلنبه میزد تو گوشمه.

    [پاسخ]

  • سالار:

    ۳لام من از اول از این آدم خوشم نمیام.

    [پاسخ]

  • م:

    خدایا پناه مبریم از شیطان رانده شده و فرزاد جمشیدی و امثالهم.

    [پاسخ]

  • متاسف:

    فریب ریش و پشم و صدای قشنگ و صدای عرفانی و نجوای ادیبانه رو نخورید…..هرگز از ظاهر پی به باطن نبرید

    [پاسخ]

  • ناشناسی:

    اگه این خبرراست باشه که خجالت داره بایدممنوع التصویربشه ولی خوب کسی که پارتی پول پررویی داره شاملش نمیشه (@) (@)

    [پاسخ]

  • علی:

    چی میگید….شما
    چرا هر چیزی برای ما میشه ابزار ناراحت کردن دیگران
    می دونید چیزی که الان دارید به راحتی باهاش بازی می کنید بنا به روایات حرمت کعبه محسوب میشه.
    اگر مسلمونید به روایات عمل کنید.
    چرا دلامون سنگ شده.
    روایته ریختن آبروی فرد مثل ریختن خون پیغمبر در خانه خداست
    (بدونید که تو خونه خدا خون پست ترین انسان های زمین رو نمیشه ریخت چرا که اونجا مامنیه برای همه بنده ها)
    به عمق این روایت پی ببرید.
    همه این حرفا در صورتیه که این خبر راست باشه.
    وای از روزی که این خبر اتهامی بیش نباشه.
    وای از تهمت که جز چشیدن آتش که عین عمل ماست راهی برای رهایی ازش نیست.
    به خدا پناه می برم و برای همه دوستانی که حتی غش به دلشون راه دادن طلب مغفرت می کنم.
    اینم بگم روایت از پیغمبره که اگر کسی از مومنی غش به دلش راه بده و در آن حال بمیره به غیر اسلام مرده.
    می دونید به غیر اسلام مردن یعنی چی؟(اسلام به معنی دین اول تا آخر نه دین پیغمبر(ص))
    میدونید غش چیه؟
    غش برا ما ادمای امروزی روزی هزار بار اتفاق میافته، همون دل چرکینی. به معنی کلمه قاطی کردن کمی سرب با نقره.
    عیار دلتونو پایین نیارید.
    جزای وجود شما جز بهشت نیست.
    با این حرفا اونو به غیر بهشت نفروشید
    التماس دعا.

    [پاسخ]

  • ریا:

    بر تو شرم باد .
    متاسفانه خیلیا مثل این آقا با لباس دین و مذهب خودشونو تو ارگانها و نهادای دولتی جا میدن . ولی گرگی هستن در لباس میش . خداوند تیغ عدالتش رو بر گردن فرزادها بنشاند . آمین

    [پاسخ]

  • رعنا:

    وای…..این مصاحبه رو که خوندم مو به تنم راست شد و بسیار بسیار متاسف شدم برای خودم و ببنندگان برنامه های این شخص ..و یادم هست که چقدر پیش خانواده ام تعریف سواد و زیبایی سخن او را میکردم و خیال میکردم نعوذبه الله فرزند پیغمبر است این…
    این اقا از قضا استعداد کم نظیری هم در فن اجرا و سخنوری دارد…پناه بر خدا…دیگه به کی باید اعتماد کرد؟ دختره رو بگو تحصیلکرده و خانواده دار و اینقدر نادون….

    [پاسخ]

  • علی:

    این دقیفا” نفس خود شیطان است !! در روایت ها داریم که شیطان برای منحرف کردن انسانها خودرا بشکل انسانی باظاهر بسیارآراسته و متدین نشان میدهد !

    [پاسخ]

  • سجاد:

    ولی مردم نباید اشتباهات بد این آقا رو به حساب ریش دارا بزارن!!

    [پاسخ]

  • سلام:

    خانم اشتباه کرده که با مرد نامحرم بیرون رفته مگه آدما باید به حرف دیگران گوش بدند. مگه عقل واختیار از دستش رفته بود.از کجا معلوم نخاسته بد نامش کن دختر نباید میرفت باهاش کیش.

    [پاسخ]

  • سلام:

    خانم اشتباه کرده که با مرد نامحرم بیرون رفته مگه آدما باید به حرف دیگران گوش بدند. مگه عقل واختیار از دستش رفته بود.تازه دیدگاه ما بهش تغییر نکرده چون نباید گناه تعریف شودچون عادی ممکن بش برای افراد دیگه.

    [پاسخ]

  • امیر:

    خدا کنه همش دروغ باشه و واسه بد نام کردن این شایعه پخش شده باشه . اگر ما این کار رو میکردیم حتما به زور ما رو به عقد هم در می آوردن . اگر واقعیت باشه فرقی با روابط نامشروع مجریای BBC نداره و حکمی که واسش صادر کردن خیلی ناچیزه.

    :-O :-O :-O :-O :-O (U)

    [پاسخ]

  • مجید:

    حتی اگر جمشیدی این کار را کذده باشد ، خانمه مقصر اصلیست که با یک مرد نامحرم و نااشنا رفته کیش و شهرهای دیگه.اگر این خانم مقصر نبود هیچوقت با یک مرد نامحرم تنها توی یک خانه نمی خوابید!کیش همیشه هتلهاش جا دارن و اگر چول همراهش نبود با امکانات الان راحت میتونست همون شب اول پول تهیه کنه.وانگهی فرض کنیم نیمه شب جمشیدی رفته بالای سرش و قصد تجاوز داشته بالاتر از این که نیست؟یک زن و دختر پاکدامن و عفیف حاضر میشه جونش رو بده ولی دامنش لکه دار نشه.کلی را هکار داشت که شب اول این موضوع اتفاق نیفته.نتیجه حرفام اینه که کرم از خود میوه است.مطمئن باشید توی این اتفاق دو طرف قضیه مقصرند.

    [پاسخ]

    نازک پاسخ در تاريخ تیر ۶م, ۱۳۹۲ ۱۲:۲۵ ب.ظ:

    موافقم.کاملادرسته
    من حتی جرات نمیکنم با دوست پسرم که خیلی دوسش دارم رو صندلی عقب ماشینش بشینم(با این که تا به حال هم ازش حرف یا عمل بی شرمانه ای ندیدم)/اون خانم چطور جرات کرده تو شهر قریب تو یه هتل با یه مرد نامحرم هم خونه بشه؟؟؟؟؟؟
    در ثانی انسان عاقل حتی برای صرف نهار هم که بیرون دعوت میشه مخارج احتمالی رو در نظر میگیره وحتی کرایه ماشین و مبلغ غذاییی که فکر مینه قراره سفارش بده و حتی کمی بیشتر رو همراه خودش داره که اگه احتمالا اتفاقی افتاد بتونه از پس خودش بر بیاد و محتاج دیگران نباشه
    این طور نیست؟؟؟؟؟؟؟ :-O

    [پاسخ]

    211 پاسخ در تاريخ آبان ۱۷م, ۱۳۹۲ ۵:۰۷ ب.ظ:

    شما هم طبق نظر اسلام نباید دوست پسر داشته باشی نامحرم اگه دین برات مهمه نامحرمه ……..فرق نمیکنه داماد یا پسر عمو یا پسر خاله چه برسئ به دوست پسر…؟؟؟!!!! :-O

    [پاسخ]

    نادر پاسخ در تاريخ تیر ۱۰م, ۱۳۹۲ ۱۰:۱۱ ق.ظ:

    موافقم

    [پاسخ]

  • محمد:

    ایشون همچین مخارج رو از حلق ادا می کرد که می گفتی داداش جبرییله

    [پاسخ]

  • مهشبد:

    خهتسیتض»شینزتسی/بمضثتپسئرنمشیپئدرزئشیپئبلضثیئبپ ( ببینید قاطی کردم.)………….. (*) (*) :-O

    [پاسخ]

  • sara:

    یکی مثل اقای رضارشیدپورو ممنوع التصویر میکنن یکی مثل جمشیدی رو میخان برگردونن :-O این عدالته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

  • بهار:

    از خدا بترسید
    تا موضوع روشن نشده چیزی نگید
    فکر کنید اگه یه درصد هم دروغ باشه چقدر گناه کردید
    ایشالا که همش تهمت باشه

    [پاسخ]

  • م:

    نخیرم همون اولم ، نه از صداش خوشم می اومد نه از شعراش ، تازشم یه حرف دارم بزنم خواهشن نظرمو نشون بدین:
    آخه خجالت نمیکشی؟؟؟؟

    [پاسخ]

    نازک پاسخ در تاريخ تیر ۶م, ۱۳۹۲ ۱۲:۵۳ ب.ظ:

    چون ازش خوشت نمیومده باید هر چرندی رو باور کنی؟؟؟؟؟؟
    چطور جرات میکنی به راحتی قضاوت کنی؟؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

  • سحر:

    سلام
    اولا من همسرم بانکیه
    اصلا محاله سفته کسی رو به کسی بدن مگر اینکه اونو باطل کنن یا به خود طرف پس می دن
    احساس می کنم این خانوم داره دروغ می گه
    دوم می گه اتفاقی تو موسسه همکار در اومدن چقدر همه حرف ها مشکوکه چرا راضی شد دعوتش کنه با خانواده و مخالفت نکردو قصد این آقا چی بود ؟
    سوم کسی که طرف داره ازش سوءاستفاده می کنه براش یه چمدون تنقلات واسه سفراش می زاره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ تیر ۳م, ۱۳۹۳ ۲:۲۷ ب.ظ:

    حرفتو قبول دارم سحر (Y) (F)

    [پاسخ]

  • ایرانی:

    لطفا دقیق تحقیق کنید وبی جهت حکم صادر نکنید.
    من هنور هم به اون آدم اعتماد دارم
    برنامه هاش و صحبتهاش حرف نداشت
    تورو خدا زود قضاوت نکنید
    تورو خدا زود رای صادر نکنید ;-(

    [پاسخ]

  • زهرا:

    سلام.تو اظهارات این خانم ضد و نقیض های زیادی وجود داره و چون گفته تحصیل کرده هم هستم.که کاملا به دروغ شبیه. من نمی دونم که این خبر چقدر راسته ولی به راحتی میتونه یک شایعه هم باشه که بخاطر محبوبیت این مجری هم صورت گرفته باشه.ولی اگر دروغ باشه وای به حالمان.که براحتی قضاوت کرده ایم ابروی یک شخصی رو با نشر انواع خبرها برده ایم.و ابروی ریخته شده رو هرگز نمیشه جمع کرد.

    [پاسخ]

  • علی:

    مردم رو خر گیر آوردید – حیا هم خوب چیزیه
    عمرا شاکی بیاد چنین مصاحبه طول و درازی کنه
    و اینقدر جواب های صریح بده

    [پاسخ]

  • دریا:

    به نظر من باید هم شاکی و هم آقای متهم با هم کنار می آمدند و کار به شکایت کشیده نمیشد اگر آقای متهم با درایت تمام گناه خود را گردن می گرفت و دختر را از برزخ روحی آرام می کرد و کمک به می کرد و او را در بدترین شرایط روحی بی پناه نمی کرد دختر هیچ وقت دست به شکایت نمی برد و ما امسال ماه رمضان باز هم آقای جمشیدی را می دیدیم و هرگر به مساول شخصی اش پی نمی بردیم …. کلا انسان با اشتباه و خطا زیاد سرو کار دارد چه خوبی که در این مواقع با اهل فن مشاوره داشته باشیم و احساسی برخورد نکنیم… اما در آخر من اقای متهم را گناهکار اصلی می دانم کاری با مسائل شخصیش ندارم از اینکه این دخترقربانی را تنها گذاشت متأثر شدم …….. ;-(

    [پاسخ]

  • سبا:

    خودتون بگید مسخره نیست دختری که انقدر ادعای فضلو ادبش میشه و ازخونواده ی اصیلیه بایه مردغریبه اونم انقدر خل باشه که باآقایی که از گردراه نرسیده چشمو گوش بسته وبله قربان گو پاشه بره مسافرتو بعدشم توی خونه ی مشترک بمونه تازه مثل این خانم شیرزاد ساختمون پزشکان راهو چاهه یه دودوتا چهارتای ساده رم نفهمه تازه باباشم چون روشن فکره ریلکس با این قضیه برخورد کنه و بعدش دست حمایتو نوازش روی سریه همچین دختری بکشه بعداز اون بدترآبروی خودشو دخترشو به حراج بزنه دختره هم واسه تشکر براش ساک تنقلات ببنده تازه انقدر راحت بدون هیچ حس تنفرو خجالتی به خبرنگارا جواب بده انگار نه انگار که اتفاقی افتاده ازنوع ادبیاتش معلومه قصد تخریب داره تاشکایت مشخصه یه نمایش طراحی شده بیشتر نیست انقدر ساده نباشیدو گناه مردمو نشورید خدا به آدم عقل داده من خودم یه نویسنده ام خیلی راحت میتونم فرق بین خیالو واقعیت رو تشخیص بدم به اینم معتقدم خونی که از افترا زدن واز زخم آبروی دیگران ریخته گردن خیلی هارو میگیره اینهمه کلید اسرار نگاه کردید یجا ازش استفاده کنید وخودتونو توی این گناه مجانی شریک نکنیدبخدا درقبال تک تک کلماتمون بازخواست میشیم ازخدابترسید

    [پاسخ]

    سمیه پاسخ در تاريخ تیر ۷م, ۱۳۹۲ ۲:۱۲ ب.ظ:

    شما چقدرساده ای هر شخصی آرزو داره در کنار یک مجری بزرگ باشه یا حتی یک عکس باهش بگیره ، وقتی این مجری زنگ زده بهش و خیلی انسان مومنی هم بوده خب طبیعیه که باهش صحبت میکرده همون اولم نگفته بیا بریم مشترک بخوابیم گفته من تو کیش برنامه دارم دو اتاق برای ما رزرو شده خانمم نمیتونه بیاد تو بیا بریم وقتی می رسن کیش میگه مثل اینکه اتاقها کنسل شده بیا بریم یک هتل دیگه دو اتاق میگیریم و از حرفا و بعد شب ….اینم خجالتی . خلاصه سوء استفاده کرده . یک محری مشهور باید بدونه که الگوی مردمه و حواسشوجمع کنه که به این روز نرسه . من خودم چه شبهایی که برای حرفهای این آقا گریه کردم . گریم دختره بد ، این آقا باید نصیحتش کنه نه سوء استفاده . ;-(

    [پاسخ]

    محمد 1 پاسخ در تاريخ تیر ۹م, ۱۳۹۲ ۱:۴۶ ق.ظ:

    آقا سبا اولا جمشیدی غریبه نیست خیلی ها میشناسنش و اگر یکی از هنرپیشه ها به چندتا دختر پیشنهاد دوستی بده فکر میکنی چنددرصدجواب منفی بدن ومیگی گناه مردم را نشورید در صورتی در باره این دختر اطلاعات نداری به راحتی گناهشو شستی متاسفم واینکه من از دوستدارن جمشیدی هستم ولی این باعث نمیشه که اگر خدای نکرده عمل خلافی ازش سر زده باشه نادیده گرفته بشه

    [پاسخ]

    نادر پاسخ در تاريخ تیر ۱۰م, ۱۳۹۲ ۱۰:۰۵ ق.ظ:

    (Y)

    [پاسخ]

  • صحی:

    تانباشد چیزکی مردم نگویند چیزها!!!

    [پاسخ]

  • علی:

    سلام-من فکر میکنم داستان چیزی جز این باشه- خیلی توش تناقض داره – یارو خیلی خوش و خرم رفته کیش و اصفهان و مشهد کلی دور زده حالا تازه یادش افتاده – میگه من بعد از اس ام اسی که بهش دادم شروع کرد با هام تماس گرفتن – اما در ادامه میگه توی یک موسسه با هم همکار بودیم ؟؟؟ :-O

    [پاسخ]

    مانا پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰م, ۱۳۹۲ ۵:۱۴ ب.ظ:

    خب بعدش رفته تو اون موسسه ای که این آقا بوده کار گرفته

    [پاسخ]

    بابک پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰م, ۱۳۹۲ ۶:۲۶ ب.ظ:

    احسنت . همکار بودن تو موسسه مال بعد از آشنایی بوده ، در حالیکه پیامک مربوط به اول آشنایی بوده . بعدشم کدوم دختر جرات می کنه با یک مجری صدا و سیما که تو رسانه سیمااینهمه اعتبار داشته گلاویز بشه و آبرو خودشو ببره . ابدا (I)

    [پاسخ]

    مانا پاسخ در تاريخ مرداد ۱۳م, ۱۳۹۲ ۱:۱۵ ب.ظ:

    اگه این جریان واقعی هم باشه هر دو سر قضیه مشکل دارن چون هیچ آدم عاقلی این راه خطرناک رو نمیره و ۸۰ ضربه شلاق هم فقط برای رابطه نامشروعه نه تجاوز و اغفال و این حرفا

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ تیر ۳م, ۱۳۹۳ ۲:۳۷ ب.ظ:

    بی خیال مانا اگه بعدش رفته بود اینو میگفت (N)

    [پاسخ]

  • بهنام:

    من که باور نمیکنم براش پاپوش درست کردن
    تو این دوره زمونه دخترا اونقدر گرگ شدن که به این راحتی نمیشه سرشون رو کلاه گذاشت .

    [پاسخ]

    ستاره پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰م, ۱۳۹۲ ۱:۲۴ ب.ظ:

    دروووووووووووووووغه من مطمئنم حتم کامل دارم عمو این کاااره نیس :-( ;-(

    [پاسخ]

  • سارا:

    اگه این شایعات دروغ باشه ، خدا به داد شایعه سازها و شایعه پراکن ها برسه که با آبروى مومن و سرنوشت و زندگیه اون بازى کردن و غیر قابل بخشش و عذاب سختى در انتظارشونه ، اما اگه راست باشه خدا به داد این آقا برسه که با ظا هر دین و اعتقاد و ایمان و نام خدا و کلام خدا خودش و مردم رو فریب داده و تابع نفس اماره شده ، بهر حال چه راست باشه چه دروغ ، عمیقأ غمگین و متأسفم :(

    [پاسخ]

  • منتقد منصف:

    باسلام-چند نکته لازم به ذکر است اولا بانکها وموسسات برای وام های بالا مثلا ۴۰میلیون تومان سفته نمی پذیرند ودر صورت پذیرش معمولا چند نفر ضامن باید سفته ها رادر وجه بانک امضا کنند ودر صورت تصفیه وام بانک اقدام به پاره کردن امضا ضامنین یا سوراخ کردن سفته می نماید پس سفته با یک امضا وبدون ذکر نام بانک ممکن نیست واز سفته شخص نمی تواند سو. استفاده کند ودر باب باقی مطالب الله علیم به ذات الصدور

    [پاسخ]

  • کزیمی:

    حرفهای این خانوم به واقعیت شبیه نیست
    میگه من با این اقا توی یک اموزشگاه همکار بودیم
    اخه مگر یه اموزشگاه یا موسسه چند مدرس میتونه داشته باشه که اینها همدیگر رو ندیدند.
    بنده خودم توی یک اموزشگاه که دارای ۱۷ مدرس است تدریس میکنم که همه انهارو حتی اگر توی شیفت بنده نیستند با دیدن لیست اسامی میشناسم

    [پاسخ]

  • هادی:

    سلام
    دوستان تهمت زن نامه خداحافظی فرزاد جمشیدی از اجراهای تلویزیونی و پاسخ به تهمت ها رو از خبرگزاری ها (مثلا خبرگزاری فارس) بخونید(E)
    آخر سر کار خودتونو کردید ساده لوح هایی که هر پاپوشی رو زود باور میکنید وبهش دامن میزنید(U)
    خودتون باشید با این تهمت ها میتونید در تلویزیون اجرا کنید؟؟؟(W)
    همه ما دیگه محروم شدیم از اون اجرای ناب و خالصانه واون نوای عارفانه
    ضمنا مصاحبه های مدیر شبکه ۱ آقای فرجی رو هم بخونید که هیچ مانعی برای اجرای دکتر جمشیدی در تلویزیون نیس
    امیدوارم ایشون از حرفشون برگردن
    درود بر اونایی که در مقابل تهمت ها وایسادن(F)

    [پاسخ]

  • چقدر راحت با آبروی دیگران بازی میکنید.
    خوبه تو جامعه ایی زندگی میکنید که میبینید چقدر تهمت های ناروا زده میشه.
    چقدر ما آدما بی انصافیم.
    خداکنه زودتر آقا بیان تا…
    اللهم عجل لولیک الفرج

    [پاسخ]

  • نازک:

    ببینید کاری با آقای فرزاد جمشیدی و یا اون خانم ندارم.به نظر من این یه هشداره که خانما باید بیشتر حواسشون رو جمع کنند.به هر حال آقای جمشیدی یه انسانه و حتما دلایلی برای خودش داره درست مثل بقیه انسان ها(مردها)
    نمیشه از روی یه مجله اینترنتی قضاوت کرد.هر کیو تو قبر خودش میزارن پس مواظب باشید تو داستانی که بهتون مربوط نمیشه قضاوت نکنید و گناه کسی رو نشورید.
    فقط وفقط این داستان ها راست یا دروغ هشداریه برای ما خانم ها که بیشتر به اعمال و رفتار روزانمون توجه کنیم و هر کاری رو قبل از انجام دادن سبک سنگین کنیم. (T)

    [پاسخ]

  • علی:

    سلام من فقط به قسمتی از دعای مبارک عهد را برای آن دسته از عزیزانی که سنت پیامبر خدا را حرام می‌دانند متذکر میشوم و خواهشنا توجه فرمایید و زود قضاوت نکنید
    وَ مُجَدِّداً لِما عُطِّلَ مِنْ اَحْکامِ کِتابِکَ ، وَ مُشَیِّداً لِما وَرَدَ مِنْ اَعْلامِ دینِکَ وَ سُنَنِ نَبِیِّکَ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ

    و تازه کننده آن احکامى که از کتاب تو تعطیل مانده و محکم کننده آنچه رسیده از نشانه هاى دین و آئینت و دستورات پیامبرت صلى اللّه علیه و آله (U)

    [پاسخ]

  • محمد 1:

    اگر آقای جمشیدی چنین عملی را انجام داده باشد خب ناشایست بوده و با این عمل خیلی از مسائلی را که تا به حال درباره اش صحبت میکرده زیر سوال میرود واینکه حرفای این خانم مشکوک است درست اما چرا به فرد دیگری تهمت نزده واگر درست خونده باشید گفته مدارک معتبر ارائه کرده وحتما از جایی هم که وام گرفته مدرک آورده که اینطور مصمم ایستاده واینکه دختر مزاحم دختر منحرف ویا هرچیز دیگر جمشیدی چرا با خانواده اش تماس گرفته اون به راحتی میتونست از طریق رساناها رسواش کنه ونام نیک خودش را معتبرتر میکرد نه اینکه بره کیش وجاهای دیگه واگر پای زن سومی هم دربین باشه ودرگیری تو فرودگاه بلاخره به خاطر شهرت جمشیدی ثبت میشه که دراین باره هم حتما تحقیق میشه واینکه همسرخوب ومحترمی داره در هر صورت امیدوارم که مسئله به این حادی نباشه که گفته شده

    [پاسخ]

  • حمیده:

    دوستان مراقب باشید با آبروی دیگران بازی نکنید اونهای که تهمت می زنید مگه مسلمون نیستید خدایا ما را ببخش آقای جمشیدی من این حرف ها باورم نمیشه و خیلی ناراحتم که سحر امسال صدای شما را نمی شنوم نامه خداحافظی تان را خواندم خیلی ناراحت شدم کاش زودتر از اینها از خودتان دفاع می کردید

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ تیر ۱۸م, ۱۳۹۲ ۴:۳۱ ب.ظ:

    کاملا با حمیده خانم و آقا نادر موافقم

    [پاسخ]

  • سلام
    نمیشه فقط با گفته های خانم شاکی در مورد آقای جمشیدی قضاوت کرد،اگر این گفته های خانم شاکی درست باشن خود خانم شاکی هم مقصر هستند چرا که بدون شناخت طرف مقابل وبدون تحقیق از اینکه ایشون زن و بچه دارند با حماقت تمام با ایشون به گفته خودشون رابطه برقرار کردند الله و اعلم، ضمنا از این متن معلومه که ظاهراً ایشون دینشون رو به دنیا(مشهور بودن همسر) فروختند.
    هیچوقت یک خانم آگاه بی خبر از خانواده اش با مرد دیگه رابطه بر قرار نمیکنه.
    مبادا با چند کلمه نوشته شده توی این فضای مجازی حق الناس رو زیرپا بذاریم!:-S
    ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر فاسقی برایتان خبری آورد، تحقیق کنید. مباد که از روی نادانی، به مردمی آسیب برسانید. آنگاه از کاری که کرده‌اید، پشیمان شوید. سوره‌ مبارکه حجرات – آیه ششم

    [پاسخ]

    gfg پاسخ در تاريخ تیر ۳۱م, ۱۳۹۲ ۶:۳۷ ب.ظ:

    اون خانم مدارک ارائه کرده و همه مستند بوده پرسنل تمام هتل هایی که رفته اند شاهد بوده اند.

    [پاسخ]

  • د .و:

    تو این دنیا همه چیز امکان داره
    خدا عاقبت همه رو به خیر کنه!

    [پاسخ]

  • ناشناس:

    خیلی تابلو بود حرفای دختره دروغه
    متاسفم برا کساییکه باور کردن
    کلا انسانهای موفق حسود زیاد دارن.جمشیدیم یه انسان موفقه.پس طبیعیه بخوان خرابش کنن
    میگن به مولا علی گفتن فلانجا دارن زنا میکنن برو حکم بده رفت انقد سر وصدا کرد تا زن و مرد فرار کردن بعدم مولا گفت من هیچی ندیدم اونوقت ماها انقد راحت رو شنیده ها درمورد آدما قضاوت میکنیم
    پناه بر خدا………

    [پاسخ]

    مانا پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰م, ۱۳۹۲ ۵:۱۸ ب.ظ:

    (Y) (Y)

    [پاسخ]

  • ااا:

    اول وقتی خبرو شنیدم شاخ دراوردم :-O
    وقتی دیدم ماه رمضون هم تو تلوزیون پیداش نیست بیشتر :-O (@) :-O

    [پاسخ]

    ایرانی پاسخ در تاريخ مهر ۲۵م, ۱۳۹۲ ۴:۰۵ ب.ظ:

    دروغه

    [پاسخ]

  • بنده خدا:

    قرآن گفته اگر ۴ شاهد عادل به زنای کسی گواهی دادند فرد زناکار باید مجازات شود خانم شاکی شاهدات کجان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نکنه رفتن گل بچینن؟؟؟؟

    [پاسخ]

    gfg پاسخ در تاريخ تیر ۳۱م, ۱۳۹۲ ۶:۳۳ ب.ظ:

    نکنه انتظار داری موقع فریب خوردن یک خانم توسط یک آقا یه دفعه ۴ تا شاهد مثل غول چراغ جادو سبز بشن و بعد بیان شهادت بدهند؟ اون کلام امیرالمؤمنین مصداقش اینجا نیست. در این مورد شاکی آبروی خودش رو به حراج گذاشته و مدارکی ارائه داده که بیش از ۴ شاهد ارزش داره.

    [پاسخ]

  • رضا:

    فرزاد جون عقدش میکردی دیگه اینهمه مشکلات پیش نمیومد. حیف فرهنگمون مثل فرهنگ کشورهای عربی و دوره صدر اسلام نیست اگه بود همه راضی بودن

    [پاسخ]

  • قیامت:

    آقای مدیر سایت چرا اخباری که مربوط به آبروی افراد میشه رو نشر میدید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟تازه معلومم نیست این خبر راست باشه یا دروغ. پس چرا با آبروی مردم بازی میکنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟شما حق ندارید. فکر میکنید آخرتی در کار نیست؟؟؟؟؟؟یعنی هیچوقت نمی میرید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟واقعا خجالت آوره. یه سوال دارم .اگه این خبر مربوط به خودتون بود خداییش دوست داشتید بذارید تو سایت؟؟؟؟؟؟معلومه دوست نداشتید پس آنچه را که برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند. خواهش میکنم آبروی مردمو نبرید

    [پاسخ]

    فرید پاسخ در تاريخ تیر ۲۳م, ۱۳۹۲ ۳:۴۹ ب.ظ:

    فقط کسی می تونه خودشو جای این آقا بزاره که این کارو کرده باشه . بعدشم این آقا برای خودش بدون شاهد و روحانی و پدر و مادر صیغه عقد می خونده – این یعنی اغفال کردن دختر مردم . معلوم نیست چند تا دختر دیگه هم زن شدن که از ترس آبروشون صداشون در نیومده .بعدشم اگه صحت نداره چرا ۸۰ ضربه شلاق براش بریدن چرا ۲۰۰۰۰۰ تومان جریمه شده ، چرا نامه خداحافظیشو نوشته .البته با اجازه مدیر سایت. (B)

    [پاسخ]

    akbar پاسخ در تاريخ تیر ۲۶م, ۱۳۹۲ ۵:۵۲ ب.ظ:

    دروغ نیست این خبر

    با تشکر

    [پاسخ]

  • منتظر:

    همانطور که منافی دین و ایمان میگوید ریش اینها ریشهء مردم را سوزانده…اگر این دسته از راه راست دور و دورتر شوند مقصرش شما هستید

    [پاسخ]

  • تهرانی:

    اگر بر فرض محال این داستان درست باشد اولا انسان جایزالخطاست و مگه بقیه در خفا دچار خطا و گناه نمی شوند و انشالله توبه به درگاه خدا می آورند ولی باید خطاهای مخفی را باید رسانه ای کرد و همه ابروها را ریخت در ثانی این خانم که کار شیطان را در وسوسه یک نفر دیگه داشته نقشی به مراتب بیشتر دارد

    [پاسخ]

    14 پاسخ در تاريخ بهمن ۲۰م, ۱۳۹۲ ۵:۱۲ ب.ظ:

    عجب اگر اتفاق افتاده باشه متجاوز جایز الخطاست ام قربانی شیطان است. چقدر منصف و عادل هستید.استدلال امثال شما که داعیه مذهبی بودن را دارید انسانها و بویژه جوانها از هر چه مذهب و مذهبی است متنفر می کند.

    [پاسخ]

  • سلام به جمشیدی وجمشیدیهای دیگر این واقعه از یک مصیبت سنگین فراتر است خداوند بهت رحم کند

    [پاسخ]

  • حانیه:

    سلام.
    به نظر من فرزادجمشیدی بااون خانم رابطه ای نداشته است.
    اون خانم باثروت انبوهی که داشته قاضی رو خریده….

    (بهش فکرکنید)

    [پاسخ]

  • dj:

    Hi………. ADamaE K ZOOOOOOD GOOOL MiKHORaN ………….. NIYAZi Ni ziyAd b mokhemun feshAr biyarim …ye etefaQi oftade va me3 bomb terrrr rekide…….age MR feri jamshidi ensane 2rosti bud intori dastesh rooo nemishod …….. in ye forsate k daQiQTar fek konim k …………………………………………………………..ensAn budano DeLe pAk dashtan b …sar be sojde raftano harfaye khoshgel zadano modAm dam az eslam zadano make raftano ……………………..kheyli chizaYe DiGeE K Hamamun behtar midunim, nist,,,,,,, ARE NIST…. …. KHODaye MA tu QaLBe mAst… pa bedunim k nabayad gule moAviyaro bokhorim ,k Ba ye QrAN sare neyze kardan shire mALID HeSAbi…..unjA UNJURI MALIDan, Enja YE JURe DiGe, pa khodAE ENQaD Bimokho sAdelovh nabashim ,,,,khodA BEHEMUN YE CHizi DADe b name aQL,PA ENSAN KHOdesh farQe khubo bado mifahme,,,……… mishe khub bud ziyad sakht ni ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,sezAYe khubi nemitune badi bAshe,,,,,,,,,,AdamAYE BAD SEZAYE KAREshuno mibinan , dooor niist (Y) ,,, nazdike,,,, (L) GOODLUCK (L) ,,,,,,,,,,,,,,, (N) (8) (N) dj,f (Y) .t……….

    [پاسخ]

  • مهدی:

    من متاسفم برای افرادهای زودباور،
    واضحتر ازاین یه دختر نمیتونه دروغ بگه،
    ادم باید خیلی ساده باشه که این داستانهارو باور کنه

    [پاسخ]

  • سهیلا:

    اصلا هم کارش اشتباه نبوده وقتی میگن در آخرالزمان معروف تبدیل میشه به منکر همینه وقتی خداوند در قرآن فرموده اند مردها میتونن چهار زن دائم اختیار کنند چه اشکالی داره…
    پس جامعه باعث شده که مردها مخفیانه این کار رو انجام بدن پس جامعه باعث شده که آقای جمشیدی مرتکب این عمل بشه
    کاش یکم بیشتر با تعالیم دین آشنا بودیم
    اگه به شریعت عمل کنیم به نفعمونه
    من به شوهرم که هر وقت دلت زن دوم خواست برو بگیر هیچ اشکالی نداره

    [پاسخ]

    سهیل پاسخ در تاريخ آذر ۲۷م, ۱۳۹۲ ۱:۴۴ ب.ظ:

    واقعااااا متاسفم برات آبروی هرچی زن بردی :-S

    [پاسخ]

  • باران:

    سلام
    خدا داند بهتره به جای قضاوت کردن در مورد هر کدام از این دو نفر مواظب خود و اعمال خود باشیم سعی کنیم زرنگ باشیم تا به واسطه هیچ ادمی اغفال نشبم میخاد معروف باشه میخاد نباشه یا اینکه هیچ
    ادمی چه معروف چه غیرمعروف را مورد تهمت خود قرار ندهیم به هر حال خدا داند ما از اصل ماجرا خبر نداریم تا جای هر کدوم از اینا حرف بزنیم…اونیکه باید عدل رو برقرار کنه خداست ما جای قضاوت نیستیم اعمال خودمون رو بخاطر دوتا آدم دیگه که نمیشناسیم از نزدیک خراب نکنبم… :-)

    [پاسخ]

  • حسن:

    جالبه دختری که با پای خودش میره خونه میگن تجاوز شده تابلو دختری که میره خونه خالی یعنی چی باز حالا میگن تجاوز

    [پاسخ]

  • یه نفر:

    من که اصلا باور نمیکنم!آدم تا یه خبریا میشنوه اول باید تحقیق کنه بعد قضاوت! از خدا بترسید!!!

    [پاسخ]

  • ستاره:

    درررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررروغه من مطمئنم عمو فرزادم این کاره نیس من میدونم یقین داررررم ثابتش میکنم چون من خودم تو صداو صیما قسمت انیمیشن کار میکنم قول میدم عمو این کارارو نکردن ;-( ;-( ;-(

    [پاسخ]

  • وحید:

    به نظر من چون حرف های این خانم شاکی به شدت ضد و نقیض اند و گاهی در این تضاد و تناقض با هم یکدیگر رو نفی می کنند نشون می ده که این آدم دروغ گو هست و به گفته های یک شخص دروغ گو نباید اعتنا کرد والسلام.

    [پاسخ]

  • toranj:

    من که هنوزم باورم نمیشه!!
    آخه نمیشه اینجور قضاوت کرد. شاید شایعه باشه؟ نه؟

    ای کاش همش شایعه باشه. همش.

    [پاسخ]

  • ایوب:

    باورم نمیشه این فرزاد جمشیدی پس از هر بار باید یک هفته بخوابه . با این جثه اش.

    [پاسخ]

  • بنده خدا:

    ;-( همه ما خطاکاریم تا به چشم ندیدید قضاوت نکنید.

    [پاسخ]

  • ناشناس:

    بزرگی میگوید:
    آدمی هر چه از نردبان بالاتر میرود تشتش که می افتد بیشتر صدا میدهد!آدمهای معروف هم مثل ما بندگاه خدا هستند. فقط یک لحظه خودتان را جای این بنده خدا بگذارید و اینقدر راحت حکم صادر نکنید. خداوند خود بینا و شنواست………

    [پاسخ]

  • فرشته زمینی:

    تواین سالهابه ماثابت شده بدترین کارها زیر نقاب مذهب صورت گرفته …..مذهب یک ارتباط شخصی وقلبی بین انسان وخالق است ….کسانی که زیادی مذهب نمایی میکنن بی شک قصد عوام فریبی را دارند ….تا در زیر نقاب مذهب بتونن به کارهای کثیف خود ادامه بدهند….از این ادما هر چی بگید برمیاد!!!!!!!!!!!!!

    [پاسخ]

  • فرشته:

    نمیشه چیزی گفت فقط خدا میدونه و بس . اگرهم راست باشه اون دخترهم به اندازه همین اقا مقصره .دختری که بایه نامحرم پامیشه میره مسافرت و زیر یه سقف باید فکرهمه چی رو بکنه

    [پاسخ]

  • فرشته:

    اینقدر راحت درمورد دیگران قضاوت نکنید بزرگترین دارایی ادم آبروشه
    ابروی ریخته رو هم نمیشه برگردوند قضاوت رو بذارید به عهده خود خدا .
    ما خودمون هرروز گناه میکنیم به چشممون نمیادوبه نظرمون عادیه اونوقت خدا نکنه یکی همون گناه ازش سربزنه همه جا جار میزنیم بسه دیگه
    به جای اینکه به حساب دیگران رسیدگی کنیم به حسابهای خودمون برسیم
    خدایا توفیق بده

    [پاسخ]

  • آفرین علی اقا
    خاک بر سرما که راحت تهمت میزنیم و الفاظ رکیک به کار میبریم
    مطمین باشید تهمت چیزیه که این دنیا بهش جواب داده میشه و مورد همین نوع تهمت قرار میگیرید تا دیر نشده توبه کنید

    [پاسخ]

  • gh:

    دراین زمانه بد به کی میشه اعتماد کرد ازبغل هرکسی که رد میشی مثل اینکه کنار یک گرگ داری رد میشی خدا توکل به تو :-O :-O

    [پاسخ]

  • ایرانی:

    همه این اخبار کذب محضه.فرزاد جمشیدی پاکه پاکه.
    لعنت خدا بر شیطان.

    [پاسخ]

  • فاطمه:

    سلام اخه کی این اتفاقو با چشمای خودش دیده از کجا معلوم که درست باشه چرا زود و بدون دلیل قضاوت میکنین من که اگه با چشمای خودمم دیده باشم بازم یه جایی واسه دروغ بودنش میذارم شما چطور؟

    [پاسخ]

    Maryam پاسخ در تاريخ خرداد ۱۴م, ۱۳۹۳ ۲:۴۰ ب.ظ:

    آخه مگه اون شب تو کیش تو اتاق شون بودی که با چشم ببینی
    ای خدا آخه چرا بعضی ها اینقدر نمیفهمند

    [پاسخ]

  • ناشناس:

    به نظر من حرفای شاکی تناقض داشت
    با هم نمیخوند
    اگر این قضیه واقعی باشه
    اون خانوم بیشتر مقصره تا این آقا
    رفتن به کیش دروغ گفتن به پدر و مادر
    پدر استاد دانشگاه خودش تحصیلکرده خانواده تحصیلکرده
    به نظرتون منطقیه که یه دختر با وجود همچین خانواده ای انقدر کوته فکرانه عمل کنه
    مگر اینکه کلا از نعمت تجزیه و تحلیل مسائل محروم باشه که با این حرفایی که من خوندم فکر نمیکنم
    راجع به هیچ کدوم هم نمیشه قضاوت کرد
    هر علتی ممکنه داشته باشه
    اینو در نظر بگیرین که اصولا افراد مشهور بدخواه زیاد دارن

    [پاسخ]

  • محمد:

    مگه ادم بایدهمه چیزو با چشمایه خودش ببینه این همه دلیل وجود داره هنوز یه عده قبول نمیکنن حتما مدرک قانع کننده بوده که دادگاه دیده قابل چشم پوشی نیستن ایشونو محکوم کرده

    [پاسخ]

  • 211:

    نا محرم نامحرمه چه پسر خاله چه دختر خاله و ……… هر کسی رعایت نکنه مکافات میبینه خدا صبرش زیاده؟؟؟؟!!!!!

    [پاسخ]

  • مسعود:

    من کاری ندارم که این اتفاق افتاده یا نه …
    یه حدیث قدسی هست که میگه : هر کس به مومنی تهمتی بزنه که اون رو خار کنه خداوند میفرماید خودش رو آماده کنه برای جنگ بامن … به کلمات این دختر دقت کنید ، نمیدونستم زن داره ! چیزی ازش نمیدونستم ! اونم توی این روزگار و دسترسی به اینترنت !
    به خلوت های خودتون هم فکر کنید … به خداوند و به روزی که باید جواب این ریختن آبروی مومنین رو بدید …
    فرزاد جمشیدی عزیز اصلا نگران نباش ..درسته که آبرو مثل آبی میمونه که قطره قطره باید توی کوزه زندگیت جمعش کنی اما یه هو دست روزگار کاری با این کوزه میکنه که دیگه چیزی ازش نمیمونه….
    آبروی مومن درست خداست
    ما و همه مردم ایران تو را مثل همیشه دوست خواهیم داشت .. و امیدوارم تو هر عرصه ای که وارد میشی موفق و عاقبت بخیر باشی
    دست علی پشت و پناهت
    یاحق

    [پاسخ]

  • پریا وفائزه:

    دختری که خانواده تحصیلکرده وبااصل ونصب داشته باشه خودشم تحصیلات عالیه داشته باشه همچین کار احمقانه ای انجام نمیده پس نتیجه میگیریم…

    [پاسخ]

  • عرشیا:

    دوستان این تجربه من هست که ظواهر انسان هیچ گاه موجه بودن اون فرد رو شامل نمیشه.کسی که راحت نمیتونه صحبت کنه و با تملق و چرب زبانی به جایی میرسه که حتی دل مخاطب رو هم از اوصاف تخیلی و یکسری کلمات قلمبه سلمبه دل چرکین میکنه دوری کنید.کسی که بارها قبل از شناختن از کلمات عزیزم و فدات شم و چرب زبانی استفاده می کنه پرهیز کنید کسی که هنوز با شما هنوز آشنا نشده و یا زمانی از آشنایی تون نگذشته چطور میتونه خودش رو برای شما فدا کنه حتی در لفظ.من دیده ام و دارم میگم.خدا رو شاهد میگیرم تو رستوران جام جم ملت روبروی پارک ملت در تهران سر یکی از میزها این آقا رو با یک خانم چادری دیدم که خانم چادری و موقر و خوش رویی آنچنان زاره و گریه میکرد که من و دوستاتم حتی به دلیل وجود همین آقای جمشیدی در مقابل این خانم نمیتونستیم زیاد بهشون نگاه کنیم.نمیدونم اون خانم این شخص بنده خدا بود یا طعمه دیگری بود دقیقا در همان سال ۸۹٫ با خوندن این مطلالب در جاهای دیگه هم مو به بدنم سیخ شد و به داستان اون روز رو یاداور شدم که همه کاملا به یاد دارند که شبیه تصویر همسر واقعی ایشان نبود. امثال این آقا کم نیستند در دستگاه ها.متاسفم و خواهشن خانم ها و دخترهای عزیز با چشم باز و منطق وارد رابطه شوید نه احساس.ه

    [پاسخ]

  • سهیلا:

    امام علی در نامه خود به مالک فرمودند
    مالک اگر شب هنگام کسی را در حین گناه دیدی و فردا او را دیدی به رویش نیاور که شاید تا صبح توبه کرده باشد تو ندانی .

    [پاسخ]

  • بهزاد:

    آفرین. تأییدش میکنم… (Y)

    [پاسخ]

  • ali:

    این طرح قبلا برنامه ریزی شده بود که تا ابروی اقای فرزاد جمشیدی را ببرن

    زیاد هم به حرف این خانم شیاد گوش ندین ……….. فقط قصد ابروریزی جمشیدی بود و السلام :-O

    [پاسخ]

  • بنده خدا:

    به نام خدا
    اول از همه دوست دارم به همه کسانی که این مصاحبه رو خوندن یا به نوعی در مورد آقای جمشیدی این حرف ها رو شنیدن بگم که زود قضاوت نکنید، و خودتون رو با گناه آلود نکنید اون هم گناه کثیفی مثل ربختن آبروی مومن، چرا که این مطالبی که خوندین یا میشنوید، ممکن است که تهمت باشد. و تنها با دامن زدن برخی افراد سود جو چیزی جز عذاب اللهی نصیب شما خوانندگان و زود قضاوت کننان نمی شود.
    فقط یک نکته رو در نظر داشته باشید من اصلا به اصل ماجرا کاری ندارم اما هر انسان عادلی می تونه به این حرف من شهادت بده که فزراد جمشیدی در کار خودش در اجرا خصوصا اجرای برنامه های مذهبی بسیار خبره و موفق بوده و همین تسلط و موفقیت می تواند زمینه ساز خیلی از دشمنی ها و پاپوش درست کردن برای این بنده خدا باشه.
    من خودم امیدوارم که انشاالله این موضوع صحت نداشته باشه و اگر خدا صلاح می داند آبروی ریخته شده هر انسان بی گناهی به جوی باز گردد.

    [پاسخ]

  • میلاد:

    سلام امیدوارم حق به حق دار برسه و اگر کسی خلاف کرده به سزاش . ;-)

    [پاسخ]

  • سارا:

    فریب نخورید این دختر شاکی دست نشانده رسانه های بی بی سی غربی است می دانند این مجری عاملی برای تزریق معنویت در جامعه است بدین جهت او را بدنام کردند تا سبب تنفر مردم از او و بدبینی نسبت به برنامه ها و جلوه های معنویت در جامعه شوند آگاه باشید از خدا بترسد بشنوید و باور نکنید

    [پاسخ]

  • مهدی:

    salam man k b shakhse b hich vajh bavar nemikonam.
    hamash doroghe motmaen bashid.
    aslan internet chiyo rast gofte k in rast bashe. (N)

    [پاسخ]

  • صبا:

    مگر هتلها برای اتاق مشترک دادن شناسنامه نمیخواهند؟آیا این هتل بایگانی ندارد که معلوم شود درآن تاریخ که ادعا شده یک همچین اتاقی گرفته شده یا نه؟

    [پاسخ]

  • بنده خدا:

    چرا فقط طرف فرزاد جمشیدی را می گیرد ؟؟؟!!!!او که معصوم نیست .چون می تواتنست بیان مثلا” از نظر صدا و سیما خوب داشته باشد معروف شد و در اصل شاید هنرپیشه خوبی بوده؟باز خدا می داند ولی اگر دختر مقید به آداب و مسائل دینی نباشد باید هر بلایی سرش بیاد و ما هم طبق معمول به آمریکا و اسرائیل ربط دهیم؟حتما” چیزی بوده و گرنه کسی نمی تواند این همه به کسی تهمت بزندو در ضمن دختری که مهمترین چیز زندگی خود را از دست داده ،آیا بهترین راه حل همان ازدواج حتی برای مدت خیلی کوتاه برایش نیست و ناچار” باید به دنبال عقد با او میشد.باز اشتباه نکنید اصل رابطه غلط بود ولی از آدم مومن و پرادعامثل جمشیدی باید بعید باشد و گرنه کسی که قید و بندی ندارد که بعید نیست … :-S

    [پاسخ]

  • رژان:

    سلام به قول قدیمیا:تادخترنکنه دست درازی مردنمی کنه هوس بازی اگه این خانم عاقل باشه فرزادجمشیدی.هوس بازه،شماخانم چرا به این راحتی گولشا خوردین اصلایه بزرگتربالاسر این خانم نبود یا بهتربگم اصلاصاحب وبزرگی توخونوادش نداشت که ببینن بچشون چطوروباکی میخوادازدواج کنه؟!بعدش هم تا آقای فرزادجمشیدی مجری تلویزین بود مورد تمسخرافراداحمق ونادانی مثل این خانم می شد مثلا بهش میگفتن این آقا امامزاده صداوسیماست .تمام این تهمتها به خاطر اینه که یه نیروی خوبی را مثل ایشون صداوسیمابگذاره کنار حالا امسال برنامه های ماه مبارک مخصوصا سحرها خیلی خوبه ؟!واقعاخلایق هرچه لایق.کسی که خداتوفیق بهش میده میره صحرای عرفات اون هم حج تمتع آخه ایها الناس کجادیگه وقت این مسخره بازیها راداره؟!خدایا شرآدم دورغگو وتمهت زن را به خودش برگردون.آمین :-O :-O

    [پاسخ]

  • علیرضا:

    به نظر من همش دروغو تهمتی بیش نیست.دنبال یه وصله ناجور به این بدبخت می گشتند که پیدا کردند و خیالشون راحت شد.ادم باید خودش عاقل باشه و درست و نادرست بودن این قضیه رو تشخیص بده.این آدمی نیست که این کارارو بکنه

    [پاسخ]

  • بنده خدا:

    سلام
    گاهی وقت ها در فضای مجازی بعضی مطالب آنقدر با جزئیات مطرح میشود که دقیق ترین افراد هم با خود بگویند: تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها!

    (E)

    [پاسخ]

  • نیره:

    سلام.اصلا این حرفها راجع به آقای جمشیدی صحت نداره،چرا باور نمیکنیم همه ی این اتهامات یه تهمته؟؟؟خدا توی قرآن وقتی ماجرای حضرت یوسف وزلیخا را میگه،بعدش میگه همانا کید وحیله زنان بسیار بزرگه.چرا نمیخوایم باور کنیم که همش یه تهمته،یه تهمت بزرگ.آقای جمشیدی شما هنوز هم برای ما مورد احترامید.

    [پاسخ]

  • نیره:

    سلام.اصلا این حرفها راجع به آقای جمشیدی صحت نداره،چرا باور نمیکنیم همه ی این صحبتها یه تهمته؟؟؟خدا توی قرآن وقتی ماجرای حضرت یوسف وزلیخا را میگه،بعدش میگه همانا کید وحیله زنان بسیار بزرگه.چرا نمیخوایم باور کنیم که همش یه تهمته،یه تهمت بزرگ.آقای جمشیدی شما هنوز هم برای ما مورد احترامید.

    [پاسخ]

  • میلاد:

    سلام به تمامی خوانندگان عزیز
    اولا شبهه ای که در این حرف ها جاری است در صحرای عرفات ومکه مدام زنگ زدن اقای جمشیدی به این خانم است
    مگر در ان مکان وقت ریاد است که بشینی با موبایل حرف بزنی ان قدر عمل های حج زیاداست که نمیرسی سرت را بخارونی تا بیایی مدام با موبایل حرف بزنی اونم کی اقای جمشیدی که به عنوان نماینده صدا سیما و به عنوانی در انجا حضور داشته ضمننا اگر این مطالب صحت دارند پس چرادرمنابع شماره وحکم اصلی نامه وپرونده داداگاه را نمیزارید

    [پاسخ]

یک نظر بگذارید

:-[ (B) (^) (P) (@) (O) (D) :-S ;-( (C) (&) :-$ (E) (~) (K) (I) (L) (8) :-O (T) (G) (F) :-( (H) :-) (*) :-D (N) (Y) :-P (U) (W) ;-)

تبلیغات
دسته‌ها
آرشیو ماهانه